1

2

1

متن های زیبا...

 

 

 

 

زندگی انگار
تمام صبرش را بخشیده است به من…!
هرچه من صبوری میکنم او با بی صبری تمام
هول میزندبرای ضربه بعد…!
کمی خستگی در کن، لعنتی…
خیالت راحت…!
خستگی من
به این زودی ها در نمی شود…

.

..

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ …
ﺁﺧﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺶ
ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻣﮕﺮ ﺁﺩﻡ
ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﯿﺎﯾﺪ
ﺁﺭﺵ ﻧﮋﺍﺩﻱ

.

چمدانهای دلتنگی
پر از حرفهای نگفته ، بقض های مانده در گلو

شکهای نریخته ، احساسات بروز داده نشده و همه و همه
دلم می خواهد این هارا بگذارم و بروم
نمی خواهم یک عمر همه اینها را با این قلب آشفته عاشق همراه کنم .
ای کاش چمدانها رو از من می گرفتی!

.

.

ﺩﻟﻢ ﮐﻪ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﻣﯽ ﺁﯾﻢ ﻭ ﺍﯾﻨﺠﺎ ….
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ …!
ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﺍﻧﻰ
ﺍﻣﺎ ﺣﯿﻒ !
ﻫﻤﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻫﺎﻯ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻧﻨﺪ و کپی میکنند
ﻭ ﯾﺎﺩ ﻋﺸﻖ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻨﺪ ..

.

مرا ببخش
که ســــاده بودنم دلت را زد…
مرا ببخش
اگر عشــــق ورزیدنم چشمانت را بست…!!!
می روم
تا آنان که توانا ترند…
تو را به اوج
بودنــــت برسانند ..

.

.

در من گرگی است زخمی
و خسته از نبرد های پی در پی برای زندگی
در گوشه ی غاری نشسته
و زخمهایش را می لیسد!
وای از روز انتقام…
همه را غار نشین خواهم کرد!

.

.

گاهی عکسی را میسوزانیم….
گاهی عکس ما را میسوزاند…
گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم…
گاهی سال ها با یک عکس زندگی میکنم…
گاهی با یک عکس یک لبخند بزرگ می شویم…
گاهی…
راستی خاطره ها با آدم چه ها که نمیکنند؟؟

.

.

زندگی دفتری از خاطره هاست…
یک نفر در دل شب
یک نفر در دل خاک
یک نفر همدم خوشبختی هاست
یک نفر همسفر سختی هاست
چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد
ماهمه همسفر و رهگذریم
آنچه باقیست فقط خوبی هاست…

.

.

حال امروز من
یعنی یک قدم از افسردگی آن طرف تر
حتی وقتی میخندم
منظورم چیز دیگریست
درونم غوغاست
ساده میشکنم
با یک تلنگر کوچک
این گونه نبودم..!!شدم…!

.

.

{ﺍﺷـﮏ ﻫـﺎۍ تلـخـے کـ ﺑـﺮ ﻗـﺒﺮﻫـﺎ ﻣﯿﭽـﮑﻨـﺪ}

[ﻫﻤـﺎﻥ ﺣﺮفـــــــــاۍ ﺷﯿـﺮینــے ﻫﺴﺘـﻨﺪ]

《کـ ﺭﻭﺯﮔـﺎﺭۍ ﺑـﺎﯾـﺪ ﺑـﺮ ﺯﺑـﺎﻥ میـآﻣـﺪﻧـﺪ》

ولـــی افســـــوسـ . .

.

.

چه فرقی دارد ،
پشت میله ها باشی ،
یا در خیابان های شهر درحال قدم زدن ،
وقتی که آرزوهایت ،
در حبس باشند …

.

.

سخت ترین لحظه اونه که
به هق هق افتاده باشی و
مراقب باشی صدای هق هقتو کسی نشنوه…
سخت ترین لحظه اونه که
با خوندن و نوشتن هر متن عاشقانه ای اشکات بریزه و
بپرسی واقعا چرا ؟
سخت ترین لحظه اونه که حس کنی
بدجور باختی ..خیلی بد…
سخت ترین لحظه ..
نداشتنِ اونه .. توو اوجِ بی باوری

.

.

سکوت را ساده فهمیدی
و دوستی را آرام قدم زدی
حق با تو بود،
عاشق آنچه را می فهمد
فریاد نمی کند،
زندگی می کند.

.

.

من گمان کردم رفتنت ممکن نیست

رفتنت ممکن شد…

باورش ممکن نیست
ساعت از نیمه شب گذشته…

و من به این می اندیشم…

اگر عشق کاری که با من کرد با تو می کرد…

چند روز دوام می اوردی؟؟؟

.

.

سلام هایی که بوی خداحافظی میدهند …
بودن هایی که هیچکدام خوشحال کننده نیستند …
و رفتن هایی که امید بازگشتی به آنها نداری …
همه اینها را که جمع میکنی به یک کلمه میرسی :
تنهایی !

.

.

ﺧـــــــــﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺁﺳﻤـــــــــــــــﺎﻥ !!
“ﺑﻐﻀﺖ ” ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ …
ﺍﯾﻨﺠﺎ! ﺑﻌﻀـــــــــــﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣـــــــــــﺎ !
ﻣﻮﻗﻌــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﮐﺴﯽ ﻣﯿﺸﮑﻨﺪ،
ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﻋﺠﯿﺐ
ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ :
ﭼﺘــــــــــــــــــــــﻪ ﺑﺎﺯ؟؟

.

.

چنگ میزنم ب خیالت
مشتم را ک باز میکنم غمگین تر میشوم
عطر دست هایت میپرد
کدام را نگه دارم؟
خیالت را؟
عطر دستهایت را؟
آن روزهای از دست رفته را؟
یا…؟
هیچکدام….
من خواب و خیال نمیخواهم
خودت را کم دارم.
یادت ک نرفته؟
تو  یک آغوش ب من بدهکاری….

.

.

گاهی
حتی با شنیدن اسم تــــــو
قلبم تند تند میزنه
بدنم گرم میشه
و دیوانه وار دنبالت میگردم
تـــــــــو با من چه کردی عشـــــق ِ من ؟
این همه شـــیدایی فقط با شنیدن یک اسم !!
به اسمت قســـــــم
تــــــــو برای من حس دیگری
حســـــی تکرار نشدنی …

.

.

درد دارد . . .

وقتی با هر نسیمی برود . . .

آن کس که به خاطرش به طوفان زده ای . . .

.

.

اگه یکی دستتـــو گرفت

و دلت لرزید . . .

زیاد عجلـه نکن . . .

یه روز با دلـــت کاری میکنـه کـه

دستات بلــــرزه

.

.

ﻣﺪﺍﻡ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﮯ ﺷﮑﻨﻨﺪ … ﺳﮑﻮﺕ ﻣﮯ ﮐﻨﮯ … ﻫﯿﭻ ﻧﻤﮯ ﮔﻮﯾﮯ …

ﺣﺘﮯ ﺍﺧﻢ ﻫﻢ ﻧﻤﮯ ﮐﻨﮯ … ﺩﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺭﮮ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﻣﮯ ﺭﻭﮮ …

ﺑﻌﺪﻫﺎ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻣﮯ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﮯ ﻣﻌﺮﻓﺖ !…

.

.

بی تو هم میشـــــود
زندگـــــــی کرد
قـــــدم زد…چــــای خــــورد…فیــــــلم دیـــــد… ســــــفر کرد…
فقط بی تـــــــو نمیشود به خواب رفت

.

.

از زنــدگی از این همه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستـــــــــــاره و آزرده ام ز ماه
امشب دگر ز هر که و هر کار خسته ام
دل خسته سوی خانه تن خسته می کشم
آوخ … کزیــن حصـــــــــــــار دل آزار خسته ام
بیزارم از خموشی تقـــویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
از او کــــــــه گفت یار تو هستم ولی نبود
از خود که بی شکیبم و بی یار خسته ام
تنـــــها و دل گــرفته و بیزار و بی امید
از حال من مپرس که بسیار خسته ام

.

.

گیسوانت ،معبر بادهاست
طوفانی اش مکن
خورشید مان ، دچار قاعدگی ست
شهوت آسمان را
ماه و ستاره کم ست

.

.

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میرود
دست دلم میلرزد!
اما به خواجه میسپارم تا امید را از دلم نگیرد
دلم میخواهد همیشه بگوید
یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور!

.

.

چه دردی ست
پی فریاد باشی در سکوت
اسیر سکته باشی در صعود
چه تلخ و تلخ و تلخ است و حزن آور
به پای ماه بنشینی در طلوع
پی خورشید باشی در غروب

.

.

ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﻗﻠﺐ ﺗﻮﻣﺤﮑﻮﻣﻢ ﺑﻪ ﺣﺒﺲ ﺍﺑﺪ!!
ﺑﻪ ﯾﮑﺒﺎﺭﻩ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ ……
ﻭﻗﺘﯽ…
ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺑﺎﻥ ﺑﺮﺳﺮﻡ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺯﺩ:
ﻫﯽ..
ﺗﻮ …
ﺁﺯﺍﺩﯼ!
ﻭ ﺻﺪﺍﯼ ﮔﺎﻣﻬﺎﯼ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻠﻮﻝ من می آمد…

.

.

مرا ببوس
روزهای سختی در پیش است
بگذار تو را
کمی پس‌انداز کنم!

.

.

آرزوهایم آویزان درختیست،منتظر باران.
پنجرهٔ رو به درخت همیشه خیس است…
اما از باران خبری نیست.
نمیدانم درخت خیالیست یا این پنجره؟؟؟
همسایه ما،تا فهمید آرزوهایم آویزان درخت است،
شاخ و برگش را چید.

.

.

ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ؛
ﺁﺩﻡ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﯾﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﻋﺎﺩﺕ ﮐﻨﺪ
ﻭ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ، ﺁﻥ ﮐﺲ ﯾﺎ ﺁﻥ ﭼﯿﺰ ﻗﺎﻟﺶ ﺑﮕﺬﺍﺭﺩ …
ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯽ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ؟
ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻆ ﮔﺎﺭﯼ ﮐﻮﭘﺮ / ﺭﻭﻣﻦ ﮔﺎﺭﯼ

.

.

روزی خواهد رسید که زمین را
از گرده ی خویش برهانم
بشکنم بغض بدن را ، در مسیر سپیده دم
آواز سر دهم ، زنی را که پریشانی اش
گل بود و گلاب
و پریشانی ام
آشیانی که ، دیگر سیاره ای ست بر گرده ی فرتوتم
بی شک ، روزی خواهد رسید
این را ستاره گفت و چشمک زد

.

.

گاهی سخت میشود.دوستش داری و نمیداند

دوستش داری و نمیخواهد.دوستش داری و نمی آید

دوستش داری و سهم تو از بودنش فقط تصویری است

رویایی در سرزمین خیالت.دوستش داری و سهم تو از

همه تنهایی است

.

.

یاد گرفتم،وقتی بغض می کنم

وقتی اشک می ریزم

منتظر هیچ دستی نباشم

وقتی زمین خوردم،خودم بلند شم

چون می دونم

تنهام

.

.

.

سکوت معانی مختلفی داره و …
سکوت یک زن یعنی به ته خط رسیدی
یعنی برام تمام شدی
یعنی دیگه هیچ راهی نیست.
اگر آقایان معنای سکوت همسران را بدانند

دیگر در پی کم حرفی آنان نخواهند بود.

جملات احساسی و دل شکسته

 

 

 

هـَــر روز . . سـاعتِ دلــ♥ــم را عقب مـــی کشـَــم . . . تـــا خیــــال کنــَـــم . . دیــــر نکــــرده ای هـنــــوز …/
*
*
لحـظـــهـ هـــآیَـم مـــآل تــو ..

بـه قیـمـتِ صفـر ” تـومـن “

هَمـیـن کـهِ

تـــو کنـــار مــن بــآشــی ؛

خوشبخت ترین انـســـآنـَم ……..!!
*
*
تو بزرگ ترین آرزوی منی…
حتی اگر برآورده شوی…
باز هم…
تو را آرزو میکنم…
*
*
هر روز عاشقانه تر می نویسم…
تا تمام ادم های این سرزمین “تب” کنند
در حسرت داشتن معشوقه ای شبیه “تو”


*
*
هنوزم میشه عاشق بود
تو باشی
کار سختی نیست
*
*
خدایا …؟
کمی بیا جلوتر…
می خواهم در گوشت چیزی بگویم !
این یک اعتراف است ….
من
بی او
دوام نمی آورم
حتی تا صبح فردا …
*
*
سخت است درک کردن ٬
دخـــــتری که غــم هایـــــش را
خودش میــــداند و دلش …
که همه تنـــــها لبــــخـــندهایش را میبینند ؛
که حســــرت میـــــخورند
بــخاطرشاد بودنــــــــش …
بخاطرخنده هایـــــــــش …
… وهیچکس
جزهمان دختــــــــر نمیــــداند چقدرتنهاســــــت …
که چقدرمیـــــــترسد …
ازباخــــــتن …
ازاعتــــماد بی حاصلش …
ازیـــــخ زدن احساس و قلبــــــــــــــش …
از زنده گی …
*
*
بس که دیوار دلم کوتاه است ،
هرکه از کوچه تنهایی ما می گذرد ،
به هوای هوسی هم که شده ،
سرکی می کشد و می گذرد
*
*
هَمیشـِـــه آز آمَدن “ن” بَر سر “کَلـــِـــــمآت” می تَرســـَــم

نَــ دآشتـــَـن تُو…

نـَـ بُودَنـــ تُو…

نـَـ مآندَن تُو…

کآش آیــن بآر حدآقل “دلِ وآژه” برآیــَــم مــی سُوخت

و خَبــَر میــــدآد آز “نـَـ رفتــــن” تُـــــــــــــــــــــــو
*
*
بعضی وقتها باید یقه ی احساستو بگیری
با تموم قدرت سرش داد بزنی و بگی:
تو رو خدا بسه
بسه دیگه تا حالا هر چی کشیدم از دست تو بود
*
*
خواب هایم پریشان،
خنده هایم فتوشاپی ،

درد و دل هایم با دیوار وبلاگ !!!
میزان همدردی ها هم با کامنت !!!

وتکرار پشت تکرار..
*
*
من به دنبال کسی می گردم
که
بداند
تپش قلب دلیلی دارد!
*
*
خدایا…
آغوشت را امشب به من می دهی ؟
برایِ گفتن چیزی ندارم
اما برایِ شنفتنِ حرفهایِ تو گوش بسیار . .
می شود من بغض کنم
تو بگویی : مگر خدایت نباشد که تو اینگونه بغض کنی . .
می شود من بگویم خدایا ؟
تو بگویی : جانِ دل . .
می شود بیایی ؟؟؟
*
*
ﻣﯽ ﺑﯿﻨــﯽ؟
ﺯﻣـــﺴﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﺎﺭﺵ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ،ﻓﻘﻂ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﺪ
ﺳﺮﺩ ﻭ ﯾﺨﯽ ﺍﺳﺖ …
ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﺭ ﺟﻠﻮ “ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ،ﺩﻟﺶ ﮔﯿﺮ ﺑﻬـــﺎﺭ
ﺍﺳﺖ”
ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻬﺎﺭ ﺷﺪ…
ﺩﯾﺮﻭﺯ ﮔﺮﺩﻭﺧﺎﮎ ﮐﺮﺩ،ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑــــﻐﺾ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺗﺮﮐﯿﺪ
ﺑﻐﻀﺶ…
ﺩﻟﻢ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﺪ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻪ ﺑﻬﺎﺭ ﻣﯿﺮﺳﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ
ﺷﺪﻩ ﺍﻱ
*
*
گاهـــــــــــی باید بارید…
آنقدر که خودت هم غرق شوی…!
گاهـــــــــــی باید رفت…
آنقدر که خودت را هم گم کنی…!

دل نوشته های زیبا در مورد خاطرات

 

 

و نیستی
خاطراتت ضعیف گیر آورده اند . . .
.
.
.
زنـده کــردن خاطرات بــایــگــانـی شـده ؛
مـثـل پـاک کــردن گــرد و غـبــار از رو آیـنـه س . . .
هــرچـقـد بـیـشـتــر پــاک مـیـکـنـی ،
تـصـویـر واضـح تــر مـیـشـه . . .
بیـشـتــر مـیـبـیـنـی ؛
بـیـشـتــر زجــر مـیـکـشـی
.
.
.
همه غم منی تو ، غم دنیا که غمی نیست
من ازت خاطره دارم ، خاطره درد کمی نیست !
.
.
.
روبرویم ، سراب
پشت سر ، خاطرات
نازنینم ، کدامین طرف سوی توست . . . ؟
.
.
.
عادت به مسواک زدن ، دندانها را سپید میکند
و تکرار هر شب خاطرات ، موها را . . .
.
.
.
ما خاطره ها را می سازیم
و خاطره ها ما را ویران می کنند …
.
.
.
می خواهم مُچاله و خیس در آغوشش بمانم !
از پهن شدن بر بند خاطرات بیزارم …
.
.
.
چنان بر خاطراتت باریده ام
به هر بندی بیاویزی شان
خیس من اند … !
“مهران پیرستانی”
.
.
.
روزها رفت ولی یاد تو کمرنگ نشد
سالها رفت و دل من سنگ نشد
ذهن من بستر صد خاطره با یاد تو بود
نامت از صفحه این خاطره کمرنگ نشد
.
.
.
به دستانم فندکی ، کبریتی برسانید تا برای هضم عشقم ،
سیـ×ـگاری ، دلـ×ـی ، جانـ×ـی ، خاطـ×ـره ای را بســـوزانم
.
.
.
عاشق جمله هایی ام که وقتی میخونی
یه نفس عمیق پشتش میکشی
و تو یه ثانیه یه دنیا خاطره میاد جلو چشمت
.
.
.
باور کن آسان نیست
نشستن روی همان نیمکت همیشگی
امّا
تنها
آه…
چه بارانی ست
هوای خاطراتم
چکّه میکند یادت
از سوراخ چتر خیالی
که هنوز خام تو است…
سیاووشــ خاکسار
.
.
.
از آدمای شـــَـهر بیزارم
چون با یکیشون خاطره دارم…
.
.
.
گـاهـی اوقـات . . .
هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـتِ هـم مـیـدن
تـا تـو رو غـرق در رویـاهـا و خاطراتت کـنـن
یـه آهـنـگ پـیـشـواز . . .
۲ خـط شـعـر . . .
کـمـی هـوای بـهـاری . . .
یـک وجـب پـیـاده رو . . .
آهـنـگـی کـه خـونـه بـغـلـی گـوش مـیـدن . . .
۲ کـلـمـه حـرف . . .
بـوی ِ یـه عَـطـر خـاص . . .
طـعـم ِ شـیـریـن ِ یـه خـوراکـی . . .
هـمـه و هـمـه کـافـیـه بـرای ایـنـکـه . . .
تــو چـنـد سـاعـت وسـط اتـاقـت دراز بـکـشـی و خـیـره بـشـی بـه سـقـف . . .

دل نوشته های فوق العاده زیبا...

 

 

عشقــــم
مردانگیــــت را بر تـن و روحـــم حـک کـن
ایـنجـــا در ایــن ابهـــت عشــــــق…
زنــــی زلیــــخا وار دیوانـــه ی مردانگــــی توسـت …
.
.
.
صدایٍ گام های تو
ضربانٍ زندگیٍ من است
بامن راه بیا…
تشنه ی زنده بودنم…
.
.
.
مرا در آغوش بگیر
حتی شده با دست های سرد آدمک های یاهو
می خواهم به آغوشت برگردم…
.
.
.
بی شک
در تو هزاران فرشته مأوا دارند ؛
وگرنه
آدمی و اینهمه مهربانی …؟!
.
.
.
❤مــن❤
اخـــم کردن تـــو رو
به خنـــدیدن با کســی دیــگه عوض نمیکــنم…
❤مــن؛❤
روزای سخــت با تـــو رو
با روزای خــوب کنار کســی دیگه عــوض نمیکــنم…
❤مــن؛❤
حـتی نداشــته هایــت را
با داشتــه های کسـی دیگه عــوض نمیکنــم…
❤مــن؛❤
حتــی اگه نباشــی هم
جاتـــو با کســی عوض نمیکنــم…
.

.
.
چقدر
زندگی قشنگ می شود
وقتی کسی را داشته باشی
که پا به پای تو
دیوانگی کند!
.
.
.

حسودی ام می شود
به شعرها و ترانه هایی که می خوانی
خوش به حال کلماتی
که در ذهن تو زیست می کنند !
.
.
.
من با همه فرق دارم
چون من تو را دارم ♥
.
.
.
غـَـمـِــتــــ یــــادم نــــداده عـــشــقُ امـــا
هـمـــین حــسی کـــه دادُ دوسـتــــ دارم
از اون وقـــتـــی کــه غـُصــه ات لــاغـرم کـرد
لــبـــاســایِ گـــشـادُ دوســت دارم . . .
.
.
.
ﭘـــﺲ ﺍﺕ ﻧﻤـــﯽ ﺩهم …
ﺑـــﻪ ﻫـــﯿﭻ ﺳﺎﻋــــﺘﯽ
ﺑـــﻪ ﻫﯿـــﭻ ﺩﻗﯿﻘـــﻪ ﺍﯼ
ﺑـــﻪ ﻫﯿـــﭻ ﻗﯿﻤﺘــــﯽ !
ﺳﺨﺖ ﭼﺴﺒﯿــــﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﻤﺎﻣــــﺖ ﺭﺍ
ﻣﮕــر ﺗو را ﺳـــــﺎﺩﻩ ﺑﺪﺳــــﺖ آﻭﺭﺩﻡ …
ﮐﻪ راحـــــت ﺍﺯ ﺩﺳﺘــــﺖ ﺑﺪهــــم …!
.
.
.
زیباست از تو نوشتن,از تو گفتن
وقتی ماه حسود بر لب پنجره
هرشب مرا نگاه میکند و من
بی اعتنا به تو فکر میکنم . . .
.
.
.

از رادیو دست میکشم…
هیچ موجی زیباتر از موج موهای تو نخواهم یافت !
.
.
.
لبخند تو بزرگترین حادثه ای بود که،
تونست یخ قلبمو بشکنه !
.
.
.
وقتی می‌خندی
عشق،
کوچک‌ترین اتفاقی‌ست
که می‌افتد…
.
.
.
گاهی میان مردم
در ازدحام شهر
غیر از تو
هر چه هست فراموش میکنم…
” فریدون مشیری ”
.
.
.
همه ی آدمها از دور شبیه تواند !
نزدیک که می آیند؛
نه مردمک قهوه ای دارند نه لبخندی جادویی !
.
.
.
در همین لحظه ها که در فکری
من برای تو شعر می خوانم
بین لبخندهای شیرینت
یک غمی هست
من که می دانم !
” محمد شریف ”
.
.
.

مـــن بــاکلمـــه هـــا بــازی نمیکنــــــم
مثــــل بعـــــــــــضی ها
وقتــــــــی مینــویســـــــــــــــم
” نفسمــــــــــــــــــــی ”
یعنـــــــــــــی
زنــدگـــــی بــدون تــــــــــــــو
طعـــــم مـــرگـــــ میـــدهـــد !
.
.
.
دنیا ارزانی آدمهایش
فقط من باشم و تو ،
دو فنجان چای به ضمیمه لبخندت . . .
.
.
.
حرفهای زیادی بلد نیستم
من تنها چشمان تو را دیدم
و گوشه ای از لبخندت
که حرفهایم را دزدیدند
از عشق چیزی نمیدانم
اما دوستت دارم
کودکانه تراز آنچه فکر کنی . . .
.
.
.
من مردی را می شناسم
که تمامِ دو راهی هایِ مرا
ترمز میزند
و آیینه اش را تنظیم می کند
درست رویِ لبخندِ من
سبز که می شود
تمامِ قرمز ها را
رد می کند
اما هنوز هم باور ندارد
من
از آنچه در آیینه می بیند
به او نزدیک ترم !
.
.
.

ﻣـــــن ﺍﺯ ﺣـــــﻮﻝ ِ ﺁﻏــﻮﺷـــــﺘــــــ
ﺍﺯ ﺑﻘﻴــــﻪ ی ﺩﻧـــﻴـــــــــﺎ ﺍﻧﺼﺮﺍﻓـــــ ـ ﺩﺍﺩﻡ …
معشــــــوقـــــه ی مــــن قــــســــم به نامــت
آنــــــقدر عاشـــــقانه هایـ ــم را
روی این دیـــــوار مجــــــازی جــــــااااار میــــــزنم
که هر کـــــسی بــــرای ابـراز علاقــــه بهـ معشـــــوقش
مجبــــــور شـــود از کلمــات مــــن اســـــتـــفاده کنــــــد …
.
.
.
هی تو…
نمیدانم نامت را چه بگذارم…
مخاطب خاص…
تمام زندگی…
دلیل نفس کشیدنم…
همه وجود…
یا تنها عشقم…
به هر نامی که باشی…
بدان…
آرام…
برایت جان میدهم…
وقتی تو نباشی…
.
.
.
دلم میخواد یه پسر داشته باشم…
چشماش شبیه تو…
قدش هم قد تو…
صداش به قشنگی صدای تو…
اصلا همه چیش عین تو…
دلم میخواد وقتی دلم برات تنگ میشه…
اونو ببینم انگار تو رو دیدم…
تو رو ببینم انگار اونو دیدم…
دلم میخواد از تو دوتا داشته باشم…
یکی تو…
یکی ثمره ی عشقم با تو…
.
.
.
صبحایـی باید ‌ باشه ڪہ از سنگینی نگاه عاشق من‌ بیدار شی
ڪہ خیره نشستم و نگاهت میڪنم…
ۅ تو با صدای خواب آلود بپرسی:باز تو خل شدی وروجک ؟؟
اول صبحی زل زدی بہ من ڪہ چی بشه مثلا ؟؟!!
منم بگم خب دۅست دارم عشقمو نگاه ڪنم،به تو چه اصن ؟؟
.
.
.
اس ام اس عاشقانه
سرش پایینه و سرگرم کارشه
صداش میکنم
بر میگرده سمتم
- جونم ؟!
- یه چیزی بگم ؟!
- یه چیزی نه شما صد تا چیز بگو خانومم ؟!
- میشه بخندی ؟!
با تعجب از حرفم به خنده میفته …
- واسه چی اینو گفتی الان ؟!
- آخه میدونی ؟!
- چیو ؟!
- ” تو که می خندی انگاری منو خوشبختی میبوسه ”
قهقهه میزنه و همونجور که داره میاد سمتم میگه :
- آهااااااای ؟! جز من یکی دیگه خیلی بیجا میکنه عشقمو ببوسه …
وایسا ببینم…

نوشته های جذاب انرژی مثبت

 

 

فرق نمیکنه موقع سلام یا وقت خداحافظی باشه، میگم:
“تنور دلت گرم”
تابستونو زمستون نداره…
انگار تنور دلت که گرم باشد نان مهربانی دلت را میخوری
هرچه دلت گرم تر، مهربانیت بیشتر
روزگارت آبادتر، خودت راضی تر…
.
.
.
“هفت قانون منطقی‌”
۱. با گذشته خود کنار بیائید تا حال شما را خراب نکند
۲. آنچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی‌ ندارد
۳. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است؛ به زمان کمی‌ فرصت دهید
۴. کسی‌ دلیل و مسئول خوشبختی‌ شما نیست؛ خودتان مسئولید
۵. زندگی‌ خود را با دیگران مقایسه نکنید؛ ما هیچ خبر نداریم که زندگی‌ آنها برای چه و چگونه است
۶. زیاد فکر نکنید؛ اشکالی ندارد که جواب بعضی‌ چیز‌ها را ندانیم
۷. لبخند بزنید؛ شما مسئول حل تمام مشکلات دنیا نیستید…
.
.
.
دنیا کوچیکه
روزا کوتاست
وقت تنگه
دلا خسته اند
حیفه روزا بیان و برن
به هم محبت نکنیم
حتی در حد یک سلام
یک لبخند و یک کلام…
.
.
.
امروز آرزو دارم:
فاصله نباشد میان تو و تمام احساس های خوبت
تو باشی و
شادی باشد و
یک دنیا سلامتی و
و امضای خدا پای تمام آرزوهایــــت…
.
.
.
خودت را در آغوش بگیر
مهم نیست دیگران چقدر تو را می فهمند
چقدر ممکنه دلت را بشکنند
یا اصلا براشون مهم باشی یا نباشی
مهم اینه که تو خودت را داری
بلند شو و خودت را محکم بغل کن و به خودت یادآوری کن
که چقدر خوب و دوست داشتنی هستی!
.

.

.
هر لحظه را زندگی کن
عاشق هر روز باش
زیرا قبل از اینکه متوجه بشوی زمان به سرعت می گذرد…
یک لبخند بسیار ساده است اما واقعا می تواند روز کسی را تغییر بدهد !
.
.
.
باید خوب و بد دنیا را پذیرفت
وقت ناراحتی لبخند زد
به داشته ها عشق ورزید
و آنهایی که رفته اند را به خاطر سپرد
همیشه ببخشید
ولی هرگز چیزی را فراموش نکنید
از اشتباهاتتان درس بگیرید
اما هرگز افسوس نخورید
آدمها تغییر می کنند
مشکلات بوجود می آیند
اما یادتان باشد، زندگی می گذرد…
.
.
.
سرنوشت ما با افکارمان تغییر می کند
اگر افکارمان همیشه مطابق با خواسته هایمان باشد
همان چیزی می شویم که آرزو داریم
و همان کاری را می کنیم که می خواهیم
.
.
.
زندگی فردا نیست
زندگی امروز است
زندگی قصه عشق است و امید
صحنه ی غمها نیست
به چه می اندیشی؟ نگرانی بیجاست
عشق اینجا و تو اینجا و خدا هم اینجاست
پای در راه گذار
راهها منتظرند
تا تو هر جا که بخواهی برسی
پس رها باش و رها
تا نماند قفسی…
.
.
.
دعاهای قشنگ روزانه واسه همدیگه :
ﺩﻋﺎ کنیم هیچکس ﺩﻟﺶ ﻧﮕﯿﺮﻩ
ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻫﻢ ﺻﺤﺒﺖ ﺧﻮﺏ ﺑﺬﺍﺭﻩ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺶ
ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﯿﭽﮑﺪﻭممون ﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺎﺵ ﻧﯿﺎﺩ ﺍگرم اﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﺑﺎﺷﻪ
ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﯿﭽﮑﯽ ﺩﻟﺶ ﭘﺮ ﻧﺸﻪ ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﭘﺮ ﺷﺪ ﭘﺮ ﺑﺸﻪ ﺍﺯ ﻋﺸﻖ، ﺍﺯ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ
ﺩﻋﺎ کنیم هیچکی ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﻧﺸﻪ ﺍﮔﻪ ﻫﻢ ﺷﺪ ﺧﺪﺍ ﺯﻭﺩ ﯾﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ
ﺩﻋﺎ کنیم ﻫﺮ ﮐﯽ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺗﻮ ﺩﻟﺶ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻬﺶ ﺑﺮﺳﻪ!
ﺩﻋﺎ کنیم حکمت خدا با آرزوهامون یکی باشه…
.
.
.
گاهی برای چشیدن خوشبختی واقعی باید به دنبال دلتان بروید
و اهمیت ندهید دیگران ممکن است چه فکری کنند
.
.

به کسی کینه نگیرید
دل بی کینه قشنگ است
به همه مهر بورزید
به خدا مهر قشنگ است
دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی
بوسه هم حس قشنگی است
بوسه بر دست پدر
بوسه بر گونه مادر
لحظه حادثه بوسه قشنگ است
بفشارید به آغوش عزیزان
پدر و مادر و فرزند
به خدا گرمی آغوش قشنگ است
نزنید سنگ به گنجشک
پر گنجشک قشنگ است
پر پروانه ببوسید
پر پروانه قشنگ است
نسترن را بشناسید
یاس را لمس کنید
به خدا لاله قشنگ است
همه جا مست بخندید
همه جا عشق بورزید
سینه با عشق قشنگ است
بشناسید خدا
هر کجا یاد خدا هست
هر کجا نام خدا هست
سقف آن خانه قشنگ است…
.
.
.
خانه ای خواهم ساخت آسمانش آبی
باز باشد همه پنجره هایش به پذیرایی نور
ساحت باغچه اش پر ز نسیم
حوض ماهی پر آب
قامت پاک درختانش سبز
و تو را خواهم خواند که در این خانه کنارم باشی
سینه آینه تصویر تو را می جوید
که درآیی چون نور… تو به این خانه بیا
در خیابان امید… کوچه باور سبز
نبش میدان صبوری
آنجا خانه ای خواهی یافت
سر درِ خانه چراغی روشن
روی سکویش گلدان گلی
در دل خانه اجاقی دلگرم
با حضور تو در این خانه چه جشنی بر پاست
آسمان شب این خانه
پر از چشمک و مهتاب و نسیم
ناودانش پر از موسیقی آب
ای سرآغازِ امید
تو بدین خانه درآ
من به دیدارِ تو می اندیشم
به آرامش بودن با تو…
.
.
.
بیا گاهی به خودت دروغ بگو
چند دروغ ساده مثل:
من خوبم…
آرامم، خوشحالم…
بیا گاهی اشتباه کن، اشتباه بنویس
خواهر، خواستن، خواهش را بدون “واو” بنویس
ترس را با هر “ط/ت” که دوست داشتی بنویس
و ببین که آب از آب تکان نمی خورد
که زندگی راه خودش را می رود
که چرخ زندگی با اشتباه تو نمی ایستد
اصلا بیا گاهی خودت را به کوچه علی چپ بزن
توی کوچه علی چپ قدم بزن
راه برو، سوت بزن
نگو یکبار باختم، تعطیل
دیگر بازی نمی کنم
زندگی با این باختن ها، این افتادن ها
و این زمین خوردن هاست که زندگی می شود
خطر کن بی پروا
سر چیزهای بزرگ زندگی
کارت، اعتبارت، جانت حتی…
این همه احتیاط که چه؟!
که خط نیفتد روی شیشه دلت؟!
بیا یک بار بی هدف، بی نقشه، بی قطب نما راه بیفت…
بی توشه حتی
برو بباز
نترس! بازی کن
آنقدر تا چیزی برای باختن نماند
تا از دست دادن عادت شود و باختن پالایش روح
باور کن زمین خوردن جزیی از زندگیست
بازی کن…
.
.
.
ﻗﺎﻳﻖ ﺗﺎﻥ ﺷﮑﺴﺖ؟ ﭘﺎﺭﻭﻱ ﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﺏ ﺑﺮﺩ؟
ﺗﻮﺭﺗﺎﻥ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ؟ ﺻﻴﺪﺗﺎﻥ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺮﮔﺸﺖ؟
ﻏﻤﺖ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ
ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﮕﻮ ﺍﺯ ﻣﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻣﺎﺳﺖ
ﺑﮕﻮ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﺎﺳﺖ
ﺍﮔﺮ ﻗﺎﻳﻘﺖ ﺷﮑﺴﺖ، ﺑﺎﺷﺪ
ﺩﻟﺖ ﻧﺸﮑﻨﺪ، ﺩﻟﻲ ﻧﺸﮑﻨﻲ.
ﺍﮔﺮ ﭘﺎﺭﻭﻳﺖ ﺭﺍ ﺁﺏ ﺑﺮﺩ، ﺑﺎﺷﺪ
ﺁﺑﺮﻭﻳﺖ ﺭﺍ ﺁﺏ ﻧﺒﺮﺩ، ﺁﺑﺮﻭﻳﻲ ﻧﺒﺮﻱ.
ﺍﮔﺮ ﺻﻴﺪﺕ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻓﺖ، ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﻣﻴﺪﺕ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺮﻭﺩ ﻭ ﺍﻣﻴﺪﮐﺴﻲ ﺭﺍ ﻧﺎﺍﻣﻴﺪ ﻧﮑﻨﻲ.
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﻓﺖ، ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻱ
ﭘﺲ ﺧﺪﺍﻳﺖ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﻦ و ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺷﮑﺮ ﮐﻦ!
ﺑﻴﺎ ﺷﮑﺮ ﮐﻨﻴﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﮐﻔﺸﻲ ﺑﻪ ﭘﺎ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ، ﭘﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻳﻢ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﻭﻳﻢ
ﻭ ﺍﮔﺮ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻳﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻳﻢ تا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﻳﻢ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺳﺎﺯﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻲ ﺁﻭﺭﻳﻢ.
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺧﺮﻳﻢ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻲ ﺧﻨﺪﻳﻢ…

دلنوشته های ولنتاین و روز عشق 92



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png


عاشقانه دوست داشتنت تنها کار عاقلانه ای ست که از دلم بر می آید !
.
.
تمام دکترها جوابم کرده اند
عجب سرطان بدخیمیست دوست داشتنت !!!
.
.
برف ، باران و شالگردن همه بهانه است ؛ زمستان آمده برای تماشای تو !
.
.
دوتا صدا هست که خیلی دوسشون دارم :
صدای تو وقتی که هستی ، صدای اس ام اس هات وقتی که نیستی !
.
.
“تو” تکرار نمی شوی ، این منم که دلبسته تر می شوم !
.
.
یا خوشگل باش یا مهربون
هر دوتاش با هم انصاف انصاف نیست !
.
.
ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ شک ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺁﻏﺎﺯِ ﻋﺸﻖ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ !
.
.
در کلبه ای که نگاه تو فانوسش باشد ، هزاران زمستان پشت درش می مانم !

.
.
برایت آسمانی خواهم کشید
پر از ستاره های همیشه نورانی
تو در کنار من روی ابرها
من غرق آنهمه مهربانی
.
.
“تو” دوم شخصِ مفرد نیست
همه ی زندگیِ “من” است !
.
.
جز دست تو ، اندازه ی من شالی نیست
سرد است بیا ، شال مرا تنگ ببند !
.
.
دلم یه رمان میخواد که اولش من و تو باشیم ، آخرش ما !
.
.
فک نکن که ندید بَدیدم ، ولی من هیچ جایی شبیه ت ندیم !
.
.
چشم وقته زیباست که برای اشک باشد
اشک وقته زیباست که برای عسق باشد
عشق وقته زیباست که برای تو باشد
تو وقتی زیبایی که برای من باشی !
.
.
پای صندوق عشق میزان رای دل هاست
فلاسفه هیچ کاره اند !
.
.
گاهی بی دلیل نباش
گاهی بی دلیل بد باش
میترسم چشم بخوریم
آنقدر که با هم خوبیم !
.
.
۲۰۶ زیر بشیم مره نکوشته
دیوار می سر بکلسه مره نکوشته
ماهی خاش می گلو دچکسه مره نکوشته
اما تی دوری بد جور مره بکوشته !
.
.
کاش باورت نشود که چقدر دوستت دارم تا تمام عمر آنر به “تو” ثابت کنم !
.
.
خط می کشم روی اسمت با مدادی که نوک ندارد ، هیچوقت !
.
.
دورتر از فاصله هاییم ولی ، عشق نزدیک ترین حادثه بین من و توست !
.
.
نفسهایم را بشمار چون آنها را به قیمت دوست داشتنت از دست میدهم نه برای گذر عمر !
.
.
برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت
برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت !
.
.
حلقه ی بازوانت تنگ تر می شود و من آزادتر گُم می شوم میان دنیایی که فقط اندازه ی یک من جا دارد !
.
.
دلم برایت تنگ نشده اصلا
دوست ندارم ببینمت هیچوقت
خاطراتمان تکرار نمی شود دیگر هرگز
اما با تمام وجود دوستت دارم همیشه !

.

.

ماه و این همه آسمان
“تو” و این همه مهربانی
چه تشبیه زیباییست !
.
.
مهم نیست دور باشی یا نزدیک
از رو به رو بیایی یا روی برگردانی از من
ماه را از هر طرف که ببینی ماه است …
.
.
خواستنت تمام شدنی نیست
خواستنی تر میشوی هر لحظه …
.
.
کاش میشد فقــــط تو را داشته باشم و خدا هی بپرسد : خوب ، دیگر چه ؟!
من بگویم : هیچ ، همین کافیست !!!
.
.
شاید تنها کسی نیستم که دوستت دارم اما کسی هستم که تنها تو را دوست دارم !
.
.
دیدار تو فلسفه ی شیرینِ بودن است !
.
.
خدایا تمام دنیا از آن تو ، این یک نفر برای من
من دنیا را بی او نمی خواهم !
.
.
خوشا به حال قلبم چون از تو جان گرفته
نبض وجودم از تو خط امان گرفته
خوشا به حال جانم که مرگ او غم توست
براى وصف رویت قلبم زبان گرفته
.
.
اگر گفتی چگونه می شود مرده ای را زنده کرد ؟
فرض کن من مُرده ام ، حالا بخند …
.
.
هر ثانیه در لحظه هایم “تکرار” میشوی و “تکراری” نمیشوی …
.
.
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ، ﻫﻨﺮﯼ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ
ﻫﻨﺮ ﺑﺰﺭﮒ اینه که ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﻭ ﮔﻢ ﻧﮑﻨﯿﻢ !
.
.
خورشید را می دزدم فقط برای تو و می گذارمش توی جیبم تا فردا بزنم به موهایت !
فردا به تو می گویم چقدر دوستت دارم !
فردا تو می فهمی ، فردا تو هم مرا دوست خواهی داشت می دانم !
آخ … فردا …
راستی چرا فردا نمی شود ؟
این شب چقدر طول کشیده ؟!!! چرا آفتاب نمی شود ؟
.
.
احساس مهربان تو عطریست که هر لحظه به مشامم میرسد
نازنینم فردا زیباست و تو زیباتر از فرداها …
.
.
در این دنیای بزرگ و لیک کوچک
تنها باریک کوچه ی گذر تویی به عشق
و تنها در آغوش توست که می‌توان خفت به مرگ
ای شایسته ترین آوای هستی من …
.
.
خیالت معجزه ای است که هر روز غرقش میشوم و نمی میرم !
.
.
آصف نیستم تورت کنم
شکیب نیستم پولت کنم
گلپری نیستم آمار بدم
زیور نیستم دِقِت بدم
نادر نیستم خفتت کنم
کیا نیستم ترکت کنم
بیتا نیستم جاتو بگیرم
سینا نیستم خرت کنم
من فریدم دوستت دارم !


کپی شده از

خنده بازار اخر هفته


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png




علاوه بر اونی که کنار تختش پریز برق داره ، اونی که سر سفره اول از همه بشقاب ته دیگه رو میدن بهش اونم از بندگان برگزیده خداست !
.
.
پراید است دیگر
گاهی دوست دارد به عزرائیل خدمت کند !
.
.
مردم موقع خواب یاد عشقشون میفتن ، اونوقت من نگران اینم که مبادا فردا صبح کسی زودتر از من دخل ماکارونی توی یخچالو بیاره !
.
.
پسرا به هم فوش میدن و واقعا منظوری ندارن
دخترا قربون صدقه هم میرن و اونا هم واقعا منظوری ندارن !
.
.
مایعات موقع ریختن روی لباس از اولویت های زیر تبعیت می کنند :
۱ – خشتک
۲ – میزان اختلاف رنگ با پارچه (چای و شربت روی سفید ، شیر و دوغ روی مشکی)
۳ – توزیع حداکثری مایع بر سطح لباس به طوری که مساحت لکه حداقل شش برابر توان پاچش دوش حمام باشد !
.
.
ﻣﻦ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﮑﺎﯾﺘﯿﻪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺗﻮی ﺩﺳﺸﻮﯾﯽ ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺩﻭ ﺳﺎﻋﺖ ﻧﮕﻬﺶ ﺩﺍری ولی تا پاتو میزاری تو اصلا مهلت نمیده کمربندتو باز کنی !
.
.
ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ
ﮔﺎﻫﯽ ﻫﻮﺱ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻻﻣﺼﺐ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ﻧﯿﺴﺖ !

.
.
انسان های ضعیف انتقام می گیرند
انسان های قوی می بخشند
انسان های باهوش نادیده می گیرند
و انسان های قد بلند اصن کسیو تحویل نمیگرن ، بعلههههه !!!
.
.
ولنتاین چیست ؟
دادن یک خرس کوچک به یک خرس گنده !
.
.
ﺯﻥ ﺑﺎﺱ ﻭﺳﻂ ﺳﺮﯾﺎﻝ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﺶ ﯾﻬﻮ ﺑﺰﻧﻪ ﺷﺒﮑﻪ ﻭﺭﺯﺵ ﺑﮕﻪ ﻋﺸﻘﻢ ﻓﻮﺗﺒﺎﻟﺖ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ !
ﺍﯾﻨﺎ ﺯﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻥ ، ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮﯾﻦ بدبختاااا …
.
.
وقتی دیدین یه دختر ریمل نزده بدونین نقشه کشیده یه جا گریه کنه تا کارش راه بیفته …
اینا که من میگم همش درس زندگیه ، یاد بگیرید تا شاید رستگار شوید !
.
.
پیتزا اگه یاد بگیره یواشتر سیر کنه غذای خوبی میشه !
.
.
مورد داشتیم طرف کنترل جلو چشمش نبوده تو گوگل سرچ کرده “کنترل تی وی مون کجاست ؟”
.
.
من آخر نفهمیدم اینکه هی تو اخبار میگن : “وی خاطر نشان کرد” یعنی چی ؟!
این “وی” کیه که هی خاطره رو نشون میکنه ؟ پس کِی میگیرتش ؟! چرا با عواطف دختر مردم بازی میکنه ؟
.
.
اصن واسه فِلش در میذارن که آدم گمش کنه ، وگرنه چه خاصیتی داره ؟!
.
.
میری حموم آب داغو وا میکنی چهارصد ساعت وامیستی تا داغ شه ، حالا کافیه تو دستشویی اشتباهی آب داغو وا کنی ، تو بیست صدم ثانیه میرسه به ۱۲۰درجه سانتی گراد !
.
.
گلزار هم آهنگ داد بیرون
بنده عرصه شنوندگی رو بوسیدم گذاشتم کنار …
.
.
ﺗﻮ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﯾﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺴﺖ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ “ﺑﻤﺐ ﻭﺳﻂ”
ﯾﻪ ﺑﻤﺐ ﻭﺳﻂ ﻣﯿﺰﺍﺭﻥ و ﺗﺎﯾﻤﺮﺵو ﻓﻌﺎﻝ ﻣﯿﮑﻨﻦ ، بعد ﻫﺮﮐﯽ ﺍﻭل ﺩﺭ ﺑﺮﻩ ﺧﺮه !
.
.
شماره شناسنامه بابام ۲۱۰ـه ؛ من بچه که بودم فک میکردم بابام دویستو دهمین آدمیه که تو جهان به دنیا اومده
تازه اینکه چیزی نیست ، مال عموم ۱ـه ؛ اون بدبختو که دیگه فک میکردم حضرت آدمه !
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﻫﺎﯼ ﺑﭽﮕﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ که ﻭﻗﺘﯽ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ تخمه ش ﻣﯿﺨﻮﺭدم ، ﻧﮑﻨﻪ ﺗﺨﻤﻪ ش ﺗﻮی ﺷﮑﻤﻢ ﺳﺒﺰ ﺑﺸﻪ و ریشه هاش از نافم بزنه بیرون !
.
.
رفتم سایت دانشگاه که استاد یکی از درسامو عوض کنم ، آزمون دانشجویی پیام داده : چاییتو عوض کن ، چوخ گوزل چای گوزل چای !

.
.
درستش این بود که فردا از وقتى شروع بشه که ما بیدار میشیم ، نه ما موقعى بیدار بشیم که فردا شده !
.
.
هیچ لذتی بالاتر از این نیست که بری مسافرت ، وقتی که برگشتی بری دستشویی خونه خودتون
اصن دنیا رو انگار بهت میدن لامصب !
.
.
مورد داشتیم ترم یکی روز اول دانشگاه گوشیشو گذاشته تو جورابش از حراست رد شده !
.
.
پسرا سه جا از دخترا کم میارن :
۱ – نمره گرفتن از استاد
۲ – لایک گرفتن تو فیسبوق
۳ – تاکسی گرفتن تو خیابون
.
.
یکی از دو راهی های سخت زندگی وقتیه که بعد از امتحان نمی دونی جزوتو پرت کنی بیرون یا نگه داری برا ترم بعد !
.
.
حتی اگه من خونه نباشم و کنترل TV گم بشه ، مامانم زنگ میزنه بهم میگه پاشو ببین کنترل زیرت نیست ؟؟؟
یعنی کلا حس لامسه منو میبره زیر سوِال !
.
.
هیچوقت به کسی که دوستش دارید نگید برو پشت سرتو هم نگاه نکن !
بگید برو تا وقتی نگفتم پشت سرتو نگاه نکن ؛ آدمیزاده دیگه ، گاهی پشیمون میشه …
.
.
دانشمندا هنوز کشف نکردن که دلیل علاقه دخترا به پسوند joojoo چیه ؟
.
.
ای عشق همه بهااااااانه از توست
پول برق و گاز و آب و اجاره خونه و تلفن و شارژ و هزار کوفت دیگه هم از توست !
.
.
یه بسته شکلات که تو خونه باشه تا وقتی اولین نفر بازش نکنه تا یه ماه هم دست نخورده باقی میمونه ولی وای به روزی که افتتاح بشه ، زیر ۱۰دقیقه دخلش اومده ؛ توی خونه شما هم اینجوریه آیا ؟
.
.
داشتم تو کلاس از اول تا آخر با دوستم حرف میزدم ، استاد آخرای کلاس دیگه از دستم خسته شده بود گفت پنج دیقه مونده دیگه حرفاتو جمع بندی کن !
.
.
اساسا اگه اونی که از رو به رو میاد آشنا باشه و مشغول ور رفتن با موبایلش ، ینی قبل اینکه تو ببینیش دیدتت و این از ثابت شده های راه پیچشه !
.
.
تفاﻭﺕ ﻗﺼﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ :
ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﻭﻧﺎ : ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧﺒﻮﺩ ، ﯾﻪ ﭘﺮﯼ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ …
ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﻦ : ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺟﻦ ﺍﺯ ﯾﻪ ﻗﺒﺮﺳﺘﻮﻥ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﮔﻔﺖ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﻭﻥ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﺨﻮﺭﻡ …
ﻣﻨﻢ ﻫﺮ ﺷﺐ میبوقیدم تو خودم ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻨﺎ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﺮﺩﻥ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ !
.
.
مورد داشتیم پسره رفته خواستگاری ، دختره اومده خم شه چایی تعارف کنه ، کلیپسش رفته تو حلق داماد !
.
.
مخاطب خاص ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻬﻢ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻩ میگه ﻣﻴﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺶ ﻛﺎﺩﻭی ﻭﻟﻨﺘﺎﻳﻦ ﺑﮕﻴﺮﻡ ﻣﻴﺸﻪ ﻣﺤﺒﺖ کنی بگی آﻳﻔﻮﻥ ۵ ﺭﻭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﭙﺴﻨﺪﻩ ﻳﺎ آﻳﭙﺪ ؟!
ﺍﻭﻥﻭﻗﺖ ﻣﻦ ﻳﻪ ﺷﺐ ﻓﻠﺶ مخاطب خاصم ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪ ﺗﻮ ماشینم ﺳﺎﻋﺖ ۲صبح ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺑﻴﺪﺍﺭﻡ ﻛﺮﺩ ﮔﻔﺖ : فلش منو ﭘﻴﭽﻮﻧﺪﻱ ﺩﻳﮕﻪ ؟ ﺟﻬﻨﻢ ﺍﻭﻧﻢ ﻣﺎﻝ تو !!!
.
.
مورد داشتیم دوتا پسر داشتن تو خیابون راه میرفتن ، به طلا فروشی رسیدن وایسادن ویترینو نگاه کردن !


دلنوشته های دلگرفته ی تنهایی



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



احمقانه تر از دوست داشتن های یک نفرِه،
تنهایی های دو نفره است…
.
.
.
دلم خوش نیست . . .
غمگینم . . .
کسی شاید نمیفهمد . . .
کسی شاید نمیداند . . .
کسی شاید نمیگیرد مرا از دست تنهایی . . .
تو میخوانی فقط شعری و زیر لب آهسته میگویی :
عجب احساس زیبایی . . . !
تو هم شاید نمیدانی . . . !
.
.
.
فصل ها پشت سر هم می آیند می روند و تمام می شوند
اما تمام شدنی نیست فصلِ رفتن تو و تنهاییِ من …
.
.
.
چه کسی گفته که من تنهایم ؟
من ، سکـوت ، خاطرات ، بغض و اشک همیشه با همیم …
بگذار تنهایی از حسودی بمیرد !
.
.
.
تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام
که به اندازه ” تنهایی ” شایسته رفاقت باشد . . .
.
.
.
تنهایی یعنی آرزوی مرگ کنی ،
تا حتی شده برای تشییع جنازت یه عده دورت جمع بشن …
.
.
.
دستای من سرده یعنی که من تنهام
یعنی ازت دورم , یعنی تو رو میخوام …
.
.
.
تکان می دهد خانه را سالی که می آید …
سرگرمیِ خوبی ست :
تو عکسِ قابت را و من قاب عکست را عوض می کنم
و آغاز می شود سال تنهایی . . .
.
.
.
من زیر ِ باران!
تو دور میشوی، من خیس!
این دِلبری های ِ بهار است،
نیامده دیوانه می کند،
… کوچه را از تنهایی…!
.
.
.
تـَـنــهــایـــے خـــوبــه…
ولــے
۲ نــَـفـَـرش…!
.
.
.
حالا همین تنهایی بى رحم
با من رفیقى دل وفاداره
نون و نمک خوردیم، یه جورى که
دست از سر من بر نمى داره
.
.
.
نشستم ، خسته شدم ؛ دیگر قایق نمیسازم …
پشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد باشد ؛
وقتی از تو خبری نیست قایق میخواهم چکار ؟
مرا همین جزیره کوچک تنهایی هایم بس است !
.
.
.
تنهایی ، شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام
گاهی لباسِ برگ میپوشد و گاهی لباسِ برف اما همیشه هست
.
.
.
زندگی چه اتفاق غم انگیزیست ،
وقتی تنهاییت سالها از تو بزرگتر باشد . . .
.
.
.
تنهایی ، تنها سهمی بود که از من دریغ نشد …
.
.
.
من از این تنهایی
از این که دیر می آیی
از این که روزی به من بگویی
تو به من نمی آیی
می ترسم…
چرا نمی دانی تو
چگونه بی تو زمان میگذرد
بارها این را از خودم می پرسم
من می ترسم…می ترسم…
.
.
.
گاهی “تنهایی” یعنی خیلیا در “حدت” نیستن !
.
.
.
برای دل خودم می‌نویسم …
برای دلتنگی‌هایم
برای دغدغه‌های خودم
برای شانه ای که تکیه گاهم نیست !
برای دلی که دلتنگم نیست …
برای دستی که نوازشگر زخم‌هایم نیست …
برای خودم می‌نویسم !
بمیرم برای خودم که اینقدر تنهاست !
.
.
.
من تنهـــــــایی را دوســــت دارم…
تنها کِ باشی ۱۰۰ سال یه بار موبایلت رو می زنی تو شارژ…
تنهآ کِ بآشی قهوه ات هرگز سرد نمی شود …
تنهآ کِ بآشی نور زیآد است …
تنهآ کِ بآشی دیرتر شب می شَود …
تنهآ کِ بآشی همه خُوشحآلنَد …
تنهآ کِ بآشی موهایَت رآ مُرتب نمی کنی …
تنهآ کِ بآشی شیشه عَطرِت پربآقی می ماند ..
تنهآ کِ بآشی بهمن هم مارلبروست . . .
تنهآ کِ بآشی هیچ چیز خنده دآر نیست . . . !
تنهایی خوبـــــــــــه …

عشق ۹ نمره ای



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png




- چیه؟ چرا اینجوری نگام میکنی؟ پس کی میخوای آدم بشی؟ نکنه دوباره معلمت کتکت زده که اینجوری شدی؟ چرا لال مونی گرفتی حرف بزن دیگه؟
صدای هاجر خانم بود. زنی قد بلند و کشیده که از اکثر زنان آبادی سر و گردنی بلندتر بود، هم قدش هم زبانش. روسری اش را همچون زنانی که سر درد دارند دور سرش بسته و چند تار موی طلایی اش از حریم روسری جا مانده بودند. همانند خیلی از زنان آبادی چادر به دور کمر بسته بود و در حالی که مشغول پخت نان بود با عصبانیت سمت علی رفت؛ ترس سراسر وجود علی را احاطه کرده بود. لباسهای زمستانی علی را از تنش در میاورد که گفت:
- خاک بر سرت با این درس خوندنت. یکم از خواهرت زهرا یاد بگیر. اون از بابات که صبح تا شب سر کاره و تا برگرده دلم هزار راه میره اینم از تو که به جای اینکه کمکم کنی همش عذابم میدی.


علی که وزنش هیچ تناسبی با سن و سالش نداشت، لپ های گوشتی اش سرخ شده و موهای فرفری پرپشتش هنوز خیس بود، شهامت گفتن هیچ حرفی نداشت و فقط با آن دو چشم عسلی معصومانه به مادرش نگاه می کرد. هاجر خانم فانوس کوچکی که کنار ورودی خانه آویزان بود را برداشت و با گفتن این جملات از خانه خارج شد:
- سر و صدا نکنیا. نیم ساعت دیگه چکمه هاتو پات کن برو خونه ی کبری خانم اینا وبگو مامانم گفت سبزی ها رو بده. زودم بیا بشین پای درس و مشقت.
علی در راه به مسجد روستایشان رفت. نور سبز رنگ ملایم، عطر گل محمدی و تسبیح های آویزان کنار صحن فضای آرام بخشی به وجود آورده بود. معصومانه گوشه ای نشست و با همان لحن کودکانه و بی زنگارش در حالی که گاه گاهی سرش را با شرم رو به آسمان می کرد گفت:
- خدا جون میدونم تو هم منو دوس نداری که مامانمو اذیت میکنم. اما خدایا تو که اون بالایی بهتر از مامانم که این پاییینه میدونی من دوسندارم مامانمو اذیت کنم. خدایا؟ تو یه کاری کن من امتحانمو قبوول بشم منم این سه تا بوقلمونمون رو روز عاشورا نذر امام حسین میکنم. باشه خدا؟
تمام چکمه های کودکانه اش گلی شده بود. به خانه رسید و آرام درب کوچک چوبی حیاط را باز کرد و در حالی که زیر لب آواز می خواند با تکه چوبی گل های زیر چکمه اش را پاک می کرد. ناگهان شنید: ” علی؟ علی تویی اومدی؟ بدو بیا بشین سر درس و مشقت انقدر منو زجر نده ”
سریع به خانه رفت و مشغول درس خواندن شد.هاجر خانم دستانش می رقصید و با میله هایی نازک بافتنی میبافت که گفت:
- علی وای به حالت… فقط وای بحالت فردا هم امتحانتو قبول نشی اونوقت من میدونم و تو…
- علی سر به زیر داشت و در حالی که نگاهش روی کاغذ زیر دستش خیره مانده بود که نوشته شده بود : ” مامان خوبم ممنون که نگران منی. امروز فهمیدم محمد مادر نداره. تو فقط باش… شب تا صبح ، صبح تا شب کتکم بزن دعوام کن…اما مامان تو فقط باش. باشه؟”
سرش را بالا آورد و با شعف و شوری وصف ناشدنی با برقی که در چشمانش موج میزد گفت :
- مامانی امروز نذر کردم اگه امتحان ریاضیمو قبول بشم این سه تا بوقلمونومن رو عاشورا نذر کنم. باشه مامانی؟
اکبر آقا مردی که چشمان گود افتاده و ریش های نا مرتب و موهای ژولیده اش بیانگر خستگی و بی حوصلگی با چشمانی نیمه باز گفت:
- علی جان چرت نگو بابا، وقته خوابته بگیر بخواب، هرچی بخونی فایده نداره از اولشم میدونستم تو هیچی نمیشی.
علی که از شرم صورتش سرخ شده بود دفتر و کتاب نیمه بازش را برداشت و به اتاقی که شبیه انبار کوچکی بود رفت. تا دیر وقت درس خواند و با سرکوفت هایی که خورده بود اما باز هم انگیزه ها و امیدهایش را از دست نداد. چشمانش سنگین شده بودند که صدای آرامی شنید: ” آره من میدونم این فردا قبول نمیشه. زهرا آزمایشش مونده، تا عاشورا صبر میکنیم اگر این امتحانشو قبول شد که بوقلمونو قربونی میکنیم. ولی اگه قبول نشد بوقلمونا رو میفروشیم و با پولش زهرا رو میبریم دکتر”
علی حال بدی داشت. نمیدانست که زهرا هنوز آزمایش نداده و خوب نشده است. همیشه شاهد این تبعیض و این سرکوفت ها بود اما روح وسیعی داشت. زهرا سوگولی بود و او فقط یک پسر به درد نخور و پر خورد و خوراک.
صفحه آخر دفترش را باز کرد و نوشت : ” مامان بابای عزیزم منم اجی زهرا رو خیلی دوسدارم. خوب شدنه زهرا مهمتره…”
سر جلسه امتحان بود. سوال ها برایش آسانتر از تصوراتش بود. چند سوال را جواب دادا و به بارم بندی ها نگاه کرد. تا اینجا ۹ نمره نوشته بود و فقط یک نمره می خواست تا قبول شود و بر خلاف سرکوفت ها و…قبول شود. چند روزی گذشت. چیزی به عاشورا نمانده بود. صداهایی که شبیه فریاد بود همچون پتکی به سنگینی یک دنیا به سرش کوبیده می شد : ” خاک تو سرت کنن. بخاطر ۱ نمره ریاضی رو قبول نشدی؟ ۹ شدی ؟ فایده نداره تو آدم بشو نیستی. دیدی گفتم خانم؟ دیدی گفتم این نره مدرسه بهتره؟ همین فردا میرم مدرسه و پروندشو میگیرم…”
چقدر خفقان بود هوای آنجا. او بزرگ شده بود. بزرگتر از پسری که مقابل پدر و مادرش ایستاده بود. او معنای اشک های شبانه مادرش را از بی پولی می فهمید. او بزرگ شده بود و در حالی که هنوز سنگینی دستان پدرش را روی صورتش حس می مکرد خیلی خوب معنای پینه های دست پدرش را می فهمید… وعلی بزرگ شده بود. حتی بزرگتر از پدر و مادرش.


نویسنده: حمیدرضا حسینی


جملات زیبا


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png


عاشقانه هایت را که برایم میفرستی ، ابتدا ذوق می کنم !
سپس دلم میگیرد که چه کسی آنها را برایت فرستاده . . .
.
.

رفیــــــــــق....سمعـک لازم نیـسـت اینجـا همـه لالیـــــــــم.....
.
.

آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست...
.
.

نیستی و این نبودن،کمر بسته تا مرا به زانو درآورد
.
.

باید رنگ دلم را عوض کنم...

قرمزست...

هر که مرا می بیند رم می کند!!
.
.

وقتی رفت گفت شایدبرگردم
رفتنش مرا آزارنمیدهد...
شایدش دردناک است...
.
.

آدمی که غرق شود میمیرد..
چه در دریا , چه در رویا...
.
.

هـــَـوا شـنـــاسـی اِنـگــــــار نـمــی دانـــَــد یـــک گــوشــه ی شــَــهـر هـــَر شــَــب بــارانـــیـســــت . . . .
.
.

خیلی بده.....
خیلی بده ک همه فک کنن "هعییییی"
تیکه کلامته...
.
.

دلــــــــــم
به بــــــــهـــــانه همیشگــی
*گریــــست*
بگذار بگریــــــد
تـــــــابداند
هرانچه خــــــــــواســــــت
همیشه نیســـــــت
.
.

كسي كه عشق مي كارد، اشك درو مي كند.
.
.

ﺑﺎﻭﺭﮐﻦ ﺁﺳﺂﻥ ﻧـﯿــﺴــﺖ
ﺍﺳـﻢ " ﺍﺣـﺴﺎﺳـﺖ " ﺭﺍ ﺑـﮕـﺬﺍﺭﻧـﺪ ،
" ﺗـﺠـــﺮﺑـﻪ
.
.

خــــوشـبـخـت تـریـن مـردای دنـیـا
شـبـای سـرد ِ زمـسـتـون مـیـشـنـون ایـن جـمـلـه رو
.......ســـــردمـه..بـغـلـم کـن
.
.
اتاقـــي کـــه تـــو را نـــدارد؛
تنهاســـت.
پنجــره‌اي کـــه تــــو در آســتانه‌اش نمــي‌ايــستي؛
تنهاست.
منظره‌‌اي که تـــو نگاهــش نميکني؛
تنهاست.
تختي که تـــــو رويــش نميخوابي؛
تنهاست.
تخته‌سنگي که تــــو رويش نمينشـيني؛
تنهاست.
دستگيره‌ي در، که تــــو لمسش نميکني؛
تنهاست.
آن قاشقِ قديمي که مدتهاست با آن غـــذا نخورده‌اي؛
تنهاست.
دريايِ پهناور حتــی ، که تــــو پايت را به آبش نمي‌زني؛
تنهاست.
اين همه مثال کافي نــيست ؟؟
برايِ آن‌که باور کنــي
"مــــن" که "تــــو" را ندارد؛
تنهاست؟!!!

داستان های جالب و بامزه زمستان 92

http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png




یه سری استاد دانشگاه رو دعوت کردن (از دانشگاه مهندسی) به فرودگاه و اونا رو توی یه هواپیما نشوندن و وقتی درهای هواپیما رو بستن از بلندگو بهشون اعلام کردن که “این هواپیما ساخت دانشجوهای شماست !” وقتی اساتید محترم این خبرو شنیدن همه از دم اقدام به فرار کردن ! همه رفتن به سمت در خروجی جز یه استاد که خیلی ریلکس نشسته بود ! پرسیدن چرا نشستی ؟ نگو که نمیترسی ؟!!! استاد با خونسردی گفت : اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه که شک دارم پرواز بکنه ، تـــــــــــــــــازه اگه روشن شه !

.

.

.

معلمی به یک پسر هفت ساله ریاضی درس میداد. یک روز که پسر پیش معلم آمده بود ، معلم میخواست شمارش و جمع را به پسرک آموزش دهد. معلم از پسر پرسید : اگر من یک سیب ، با یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدهم ، چندتا سیب داری ؟ پسرک کمی فکر کرد و با اطمینان گفت : چهار !
معلم که نگران شده بود انتظار یک جواب درست را داشت ؛ معلم با ناامیدی با خود فکر کرد : شاید بچه درست گوش نکرده باشه.
او به پسر گفت : پسرم با دقت گوش کن. اگر من یک سیب با یک سیب دیگه و دوباره یک سیب دیگه به تو بدم ، تو چند تا سیب داری ؟ پسر ناامیدی را در چشمان معلم می دید. او اینبار با انگشتانش حساب کرد. پسر سعی داشت جواب موردنظر معلم را پیدا کند تا بلکه خوشحالی را در صورت او ببیند اما جواب باز هم چهار بود و این بار با شک و تردید جواب داد : چهار ؟!!!
یاس بر صورت معلم باقی ماند. او به خاطر آورد که پسرک توت فرنگی خیلی دوست دارد. با خودش فکر کرد شاید او سیب دوست ندارد و این باعث می‌شود نتواند در شمارش تمرکز کند. معلم با این فکر ، مشتاق و هیجان زده از پسر پرسید : اگر من یک توت فرنگی و یک توت فرنگی دیگه و یک توت فرنگی دیگه به تو بدم ، چندتا توت فرنگی داری ؟
پسر که خوشحالی را بر صورت معلم میدید و دوست داشت این خوشحالی ادامه یابد دوباره با انگشتانش حساب کرد و با لبخندی از روی شک و تردید گفت : سه !!!
معلم لبخند پیروزمندانه ای بر چهره داشت. او موفق شده بود اما برای اطمینان دوباره پرسید : حالا اگه من یک سیب و یک سیب دیگه و یک سیب دیگه به تو بدم ، چندتا سیب داری ؟
پسر بدون مکث جواب داد : چهار !!!
معلم مات و مبهوت مانده بود. با عصبانیت پرسید: چرا چهار سیب ؟؟؟
پسر با صدایی ضعیف و مردد گفت :«آخه من یک سیب هم تو کیفم دارم !

.
.
ﺑﭽﻪ ای ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﮐﯿﻒ ﺑﺨﺮﻡ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ … ﺗﺎ ﭘﻨﺠﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻣﻌﺪﻟﺶ ﺑﯿﺴﺖ ﻣﯿﺸﺪﻩ و ﻫﺮﺑﺎﺭ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻪ ﻭﺍﺳﺶ ﺟﺎﯾﺰﻩ ﺧﻮﺏ ﺑﺨﺮﻩ ولی ﻣﯿﮕﻔﺖ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ؛ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺗﻮ ﻫﻤﺶ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ؟؟؟ بچهه ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ …
خلاصه ﺩیپلمشو ﺑﺎ ﻣﻌﺪﻝ ﺑﺎﻻ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ و بازم ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺑﺨﺮﻡ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﺸﻪ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻭﺍﺳﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ ؟ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ! باباش دوباره ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ آخه ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﺭﺩﺕ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ؟؟؟ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﻌﺪﺍ ﻣﯿﮕﻢ …
ﻭﻗﺖ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﭘﺴﺮﻩ ﺑﺎﺑﺎﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻭﺍﺳﺖ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺨﺮﻡ ! ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ … تا ﺑﻌﺪ از ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻝ پدر در ﺑﺴﺘﺮ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻧﻔﺴﺎﯼ ﺁﺧﺮﺷﻮ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪ که ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ به ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ من ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﻤﯿﺮﻡ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ ﺗﻮﭖ تنیساﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯽ ؟؟؟ خواهش میکنم ﺑﻬﻢ ﺑﮕﻮ !
ﭘﺴﺮﺵ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻻﻥ ﻣﯿﺎﻡ ﭘﯿﺸﺖ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﮕﻢ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﺍﯾﻨﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ !!! ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺑﺎﺑﺎﻫﻪ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﻣﯿﮑﻨﻪ و ﻣﯿﻤﯿﺮﻩ و ﻫﯿﭽﮑﺴﻢ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪ ﺍﻭﻧﻬﻤﻪ ﺗﻮﭖ ﺗﻨﯿﺲ ﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﭼﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ !
.
.
قورباغه توی کلاس وَرجه وُرجه میکرد. آقای افتخاری گفت : قاسم این قورباغه رو از کلاس بنداز بیرون ! قاسم گفت : آقا اجازه ؟ ما از قورباغه میترسیم.
آقای افتخاری گفت : ساسان تو این قورباغه رو بنداز بیرون ! ساسان گفت : آقا اجازه ؟ ما هم میترسیم.
آقای افتخاری گفت : بچه ها کی از قورباغه نمی ترسه ؟
من گفتم : آقا اجازه ؟ ما نمیترسیم !!!
آقای افتخاری گفت : کیف و کتابتو بردار گمشو از کلاس برو بیرون …
گمون کندم محمود منو لو داده باشه و گرنه آقای افتخاری از کجا میدونست که من قورباغه رو به کلاس آوردم ؟!!!
.
.

.

کپی شده از

دلنوشته های عاشقانه بهمن 92

http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



خسته ام
بیا برای من کتاب بخوان
برای من چایی بخور و کمی برای من بخواب
من هم برای تو میمیرم !
.
.
مردم همیشه تو را به خدا سوگند میدهند اما برای من تو آن همیشه ای که خدا را به تو سوگند میدهم !
.
.
شعر را به تو میسپارم ، کلید خانه و چراغ را ، خودم را هم به تو میسپارم
سفارش نمی کنم چون خیالم راحت است !
“مریم ملک دار”
.
.
برای خانه ام چند متر آسمان میخرم و یک دوجین ستاره
نمیخواهم اینجا غریبی کنی ماه من !
.
.
من را شمعدانی ای بدان در گلدانی کوچک که بیشتر از آب و آفتاب به تـــــــو نیاز دارد !
.
.
ﻫﻮﺍﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
ﻣﻦ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ باد ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﻱ ﺗــﻮ !
.
.
تمام پل های پشت سرم را خراب کردم و تمام راه هایی که مرا به گذشته ی بی تو می برد
نه قصد برگشت دارم نه می توانم به جایی بازگردم که آنجا نبوده ای !
.
.
ﺣﺎﻝ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﻣﻮﮐﺮﺍﺳﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻦ
ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺑﺎﯾﺪ ﻓﻘﻂ ﻣﺎﻝ ﻣــــــﻦ ﺑﺎﺷﺪ !

.
.
مثل عکاسی ماهر نگاهت میکنم ، از نزدیک ترین زاویه ممکن و سرت را دقیقا رو به رویم نگه می دارم
خورشید را روی صورتت پخش می کنم و در ذهنم از امروز تو عکس می گیرم برای روزهایی که نیستی !
.
.
من شانه های تو را می خواهم و خیابان های خواب هایم را …
.
.
به اندازه ی …
بی خیال ! تو فکر کن دوستت ندارم ؛ من از پس اندازه گرفتنش بر نمی آیم !
.
.
مثل گنجشکها دوست دارمت ، مثل گنجشک هایی که میدانند پای کدام پنجره ای ، نزدیک کدام درخت ! مثل گنجشک ها بغض میکنم وقتی پنجره را می بندی و میمانم پشت شیشه ، زیر برف و یخ میزنم از شب !
من گنجشکم و مثل گنجشک ها دوست دارمت ، دانه بریزی یا نریزی !!!
.
.
در صفر مطلق ذوب میشوم وقتی به کفش هایت کنار کفش هایش فکر میکنم !
.
.
پای فکر تو که وسط باشد ، خیابان به کنار ، اتاق هم قدم زدن دارد !
.
.
می شود در همین لحظه از راه برسی و جوری مرا در آغوش بگیری که حتی عقربه ها هم جرات نکنند از این لحظه عبور کنند ؟ و من به اندازه ی تمام روزهای کم بودنت تو را ببویم و در این زمان متوقف ، سالها در آغوشت زندگی کنم  بی ترس فرداها ؟؟؟
.
.
آفتاب را دوست دارم به خاطر پیراهنت روی طناب رخت
باران را گر می بارد بر چتر آبی تو
و خدا پرست شدم چون تو نماز خواندی !
.
.
دنیا ارزانی آدمهایش !
فقط من باشم و تو ، دو فنجان چای به ضمیمه لبخندت …
.
.
عجیب نیست که پلنگ جفت آهوست
گیلاس مست می کند و برف داغ است
در کشور آغوش تو حتی عجیب نیست که روز و شب بهم برسند و صبح تا ابد پشت در یک اتاق منتظر بماند !
.
.
به دوست داشتَنت مشغولم همانند سربازی که سالهاست در مقری متروکه بی خبر از اتمام جنگ نگهبانی می دهد !
.
.
دست های من هی آب می روند و تو هر شب ماه تر می شوی !
.
.
دوست داشتنت بوی باران می دهد
همان قدر بی مقدمه ، همان قدر بی دغدغه
فقط یادت باشد مثل باران مرا بی واسطه دوست داشته باشی !
.
.
عشق تو عبور ماه است از خیابان در شب حکومت نظامی !
.
.
چقدر نوازش دست های مهربان تو خوب است و من چه زود دلم برای همه ی چیزهای خوب تنگ می شود !
.
.
به هرکس می گویم “تـــــو” به خودش میگیرد اما نمی دانند که هیچکس برای من “تـــــو” نمی شود !
.
.
بگذار لبهایت برای بوسیدن باشد ؛ چشمهایت به اندازه ی کافی حرف برای گفتن دارد !
.
.
حسادت یا خساست ؟؟؟
اسمش را هرچه میخواهی بگذار ، 
من میخواهم تو فقط عزیز دل من باشی !
.
.
ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻟﺨﻮﺭ ﻧﺒﺎش ، ﻣﻦ ﺧﯿﻠﯽ ﻭقتها ﺧﻮﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﻢ ﺍﻣﺎ ﺗﺎ ﺩﻟﺖ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ “ﺗﻮ” ﺩﺭ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ !
.
.
هرچه بیشتر می گریزم به تو نزدیکتر می شوم
هر چه رو برمی گردانم تو را بیشتر می بینم
جزیره ای هستم در آب های شیدایی ، از همه سو به تو محدودم !
هزار و یک آینه تصویرت را می چرخانند
از تو آغاز می شوم و در تو پایان می گیرم …
.
.
هی تو ! کمی نزدیکتر بیا اما چیزی نگو
بگذار فقط ، بگذار چشمهایمان این همه دوست داشتن ها را زیرنویس کند !
.
.
از نویی شعرم پیداست کهنگی عشقت !
.
.
وقتی میخندی ، عشق کوچکترین اتفاقیست که می افتد !
.
.
ﺣﺴﻮﺩﻡ ، ﺣﺘﯽ ﺁﺭﺯﻭِ ﺩﺍﺷﺘﻨﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﻢ !
.
.
ﺍﮔﺮ ﻋﺸﻖ ، ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺷﺪ
ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺮﻑ ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ !
.
.
من اگر بمیرم او شاید گریه کند اما او اگر گریه کند من قطعا می میرم !



کپی شده از

نوشته های دپرس ناب بهمن 92

http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png




روزها پر و خالی میشوند مثل فنجان های چای در کافه های بعد از ظهر اما هیچ اتفاق خاصی نمی افتد
اینکه مثلا تـــــــــو ، ناگهان در آنسوی میز نشسته باشی !
.
.
همه دل می بندند ، تو از من چشم !
.
.
پشت این پنجره ها ، منتظرت قاب شدم !
.
.
ﺗﻮ ﺟﺎ ﺯﺩﻱ
ﻣﻦ ﺟﺎ ﺧﻮﺭﺩﻡ
ﺍﻭ ﺟﺎ ﮔﺮﻓﺖ
و ﻫﻤﻴﻦ یک ﺟﺎﺑﻪ ﺟﺎﻳﻲ ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ !
.
.
حالا که میروی کمی آهسته قدم بردار
نترس !!! دل شکسته ام به پای تو نمیرسد
لطفا پشت سرت ، در زندگی را هم ببند ؛ خسته ام …
.
.
دیگر هیچ چیز “شیرین” نیست جز خوردن یک قهوه “تلخ” با تــــو !
.
.
و چه زیبا گفت فروغ :
تنها صداست که میماند و امان از صدای او که ابدی شد در گوش من !
.
.
نه چای گس فنجانم می چسبد نه داغی شیر و نه تلخی شکلات
دیگر هیچ مزه ای به نابی طعم بودنت نخواهد بود !
.
.
سکوت همیشه معنی سکوت را ندارد ، گاهی سکوت یعنی :
س : ساعت های
ک : کسری
و : وجود
ت : تو !

.
.
دلم برای شیطان تنگ شده تا دوباره برایم از هوس انگیزی آغوش تو بگوید !
.
.
بعضی از حقایق خیلی ساده ان ولی درکش خیلی پیچیده و سخته مثل کنار آمدن با جمله :
خب دوسِت نداره زور که نیست ؟!!!
.
.
خدایا اونی که تو زندگیمون نیست ، تو خوابمونم نباشه خواهشا …
.
.
آدم ها من را به یاد تو نمی اندازند ، اینجا هیچکس شبیه تو نیست
دلم که تنگ می شود برایت ، کنار آتش می نشینم و دریا میکشم و به درختان فکر می کنم !
.
.
خوابهایم گاهی زیباتر از زندگیم می شوند
کاش گاهی برای همیشه خواب می ماندم !
.
.
رفتنش به من رسید و رسیدنش به دیگری !
.
.
بلند شو و همراه کلاغ قصه ها به خانه ام بیا
اینجا “یکی از بودهای قصه” سالهاست چشم انتظار آن “یکی نبود” نشسته است !
.
.
تنم لرزید وقتی لبخند غریبه ، سردی نگاهش را آب کرد !
.
.
او رفت ، همین …
قصه ام کوتاه بود ، به سر رسید !
کلاغ جان تو هم برو ، شاید جایی دیگر قصه ای زیبا منتظرت باشد !
.
.
آرام بگیر دلم ، او بدون تو آرام است !
.
.
یکشنبه است اما حال و هوای جمعه را دارم
چند شنبه فرقی ندارد ، اگر نباشی هفته ام را خاکستری کرده ای
چه غریب و دلگیر است که تمام روزهایت را جمعه می یابی !
.
.
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم !
.
.
قصه بگو تا بخوابم
امشب قصه آمدنت را میخواهم ، میخوانی ؟!!
.
.
میدانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرفها را نمیفهمد !
.
.
دلم تو را ، فقط و فقط تو را از میان این همه ضمیر میخواهد ، همین
و باز هم تو نیستی حالا که باید باشی و این یعنی ته بدبختی من !
.
.
گاهی دور از چشم ابرها هم میتوان عاشق شد ، میتوان بغض کرد ، میتوان بارید
گاهی دور از چشم مدادرنگی ها هم میتوان نقاش شد ، میتوان آسمان داشت ، میتوان آبی شد
اما گاهی دور از چشم گذشته نمیتوان امروز را پشت هیچ فردایی پنهان کرد !
.
.
من بارها شماره ات را میگیرم و کسی در گوشم مدام زمزمه میکند :
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است !
و من برایش از تو ، از دلتنگی ها ، از اشکهای بیصدا و از بی کسی هایم میگویم …
اما او سر حرفش میماند ؛ لعنت به بخت سیاهم !
.
.
کاش زندگی من هم مثل دوست داشتنهای تو کوتاه بود !
.
.
باید بمیرم تا شاید فاتحه ای معجزه دیدار شد !
.
.
بی واسطه به آغوشم برگرد پیش از آنکه مرگ پا در میانی کند !
.
.
بوی فراموشی گرفته ام ، رنگ تنهایی
دلشکستگی ، بغض و خاموشی چیزی نیست
گمانم تاریخ مصرفم گذشته است !
.
.
چه خوب میشد اگر آدم می تونست بعضی دوستای خوب مجازیشو مثل یه عکس گل سرخ ، مثل یه آهنگ قشنگ ، مثل یه کتاب عالی دانلود کنه و بیاره پیش خودش !
.
.
دردنوشته و دل نوشته ها ، نام مستعار تمام زخمهای من است !
.
.
در وصف حالم همین سه کلمه کافیست : لبخندم درد میکند !
.
.
چشم که گذاشتم ؛ برو و هروقت خواستی برگرد
من تا بی نهایت شمردن را بلدم !
.
.
رفتگر هم با نفرت نگاهم میکند
انگار ریختن برگها هم تقصیر من است !
.
.
خودم را بردم به ایستگاه قطار ؛ دورترین بلیت را خریدم و تا آخرین لحظه ماندم و برایش دست تکان دادم !
.
.
خسته ام از دلداری های مجازی ، دلم شانه های حقیقی میخواهد !
.
.
بغضمو وقت جدایی هی نگه داشتم به سختی
حتی واسه دلخوشیم هم ، دست تکون ندادی رفتی
.
.
کاش خوابت کمی مرا میدید !
.
.
محال است کسی مرا ببیند و سراغی از تو نگیرد ، بس که چشمهایم لبریز از تو هستند !
.
.
یکی ازم پرسید منبع نوشته هات کجاس ؟
فکر میکنی گفتم اس ام اس خور ؟!؟!؟ نه …
گفتم زیاد دور نیس ، یک وجبی بغضم !
.
.
بعضی درد دلها گوش نمی خواهد ، گوشه ی آغوش می خواهد !
.
.
در زندگی من اتفاقهایی همیشه می افتند حتی وقتی دستشان را میگیرم
دلت برای من نسوزد ؛ من عادت کرده ام که همیشه دستی چوب لای چرخ آرزوهایم بگذارد !
.
.
این جاهای خالی که نبودنت را به رخم میکشند چه میدانند که من فرهادت شده ام با تمام زنانگی ام و چه شبها که خواب شیرینت را نمی بینم ؟؟؟
.
.
به سادگی رفت و به سادگی بخشیدم
حالا مانده ام چگونه بدون او به سادگی زندگی کنم !

.
.
من هنوز ندیدم کسی رفتن بلد باشد و بماند !
.
.
چمدانت را که می بستی ، مرگ ایستاده بود و نفس هایم را می شمرد …


کپی شده از

تیکه دار بهمن 92



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



کجای زندگی را با تو مشترک بوده ام که حالا تلفن خوش خیالت تو را مشترک مورد نظر من میخواند ؟!
مورد نظر شاید ولی مشترک !؟ هه ، گفتم که خوش خیال است !
.
.
بعضیارو اگه با پودر ۲۴آنزیم هم بشوری بازم لکه ننگشون از زندگیت و گذشتت پاک نمیشه !
.
.
غلط املایی بیش نبودی
زیرت خط کشیدم و دو خط از روت نوشتم که دیگه تکرار نشی !!!
.
.
اینایی که به یکی دس میدن ، به یکی پا میدن ، به یکی دل
اینارو اذیت نکنین ، اینا کارت اهدا عضو دارن !
.
.
گذشتم ، گذشتی !
من از یک دنیا برای تو و تو از من برای …
.
.
من لیمو شیرین زندگی تو بودم ؛ تموم شیرینی های زندگیمو به تو دادم اماچه زود تلخ شدم و چه ساده منو دور انداختی !
.
.
دنیای تو رنگارنگ است و دنیای من سیاه ولی یک رنگیه من به همه ی دنیای تو می ارزد !
.
.
ممنونم که به من فهماندی اشتباه است به هر کسی اعتماد کردن !
.
.
ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﻮ ﻧﻤﯽ ﮔﺮﺩﻡ ، ﺩﻧﺒﺎﻝ ﮐﺴﯽ ﻣﯽﮔﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺸﺎﻧﺶ ﺩﻫﻢ ﻭ ﺑﮕﻮﯾﻢ : ﻣﺜﻞ ﺍﻭ ﻧﺒﺎﺵ …
.
.
دروغ سیزده بودی و من باورت کردم !
.
.
صدایم میزد گلم و من گلی بودم در باغچه ی دلش اما او باغبان عاشقی نبود ، گاهی سر میزد و دل می برد !
سالها بعد دانستم که من تنها نبودم ، او باغبان گلهای زیادی بود …
.
.
تا دیروز ما رو میدیدی مِن مِن میکردی
الان شاخ شدی مَن مَن میکنی !
.
.
خوبی بعضی از روزا اینه که دیگه برنمیگردن ، مثل روزای با تو بودن !
.
.
بعضیا از تک پر بودن فقط پرشو یاد گرفتن
بپر با این ، بپر با اون !
.
.
مواظب چشیدن عشق ها باش ؛ بعضی ها طعم کشک میده !
.
.
خرت که از پل گذشت مارو فراموش کردی اما بدون اونطرف پل همسفرت و یارت فقط یه خره ؛ بش تکیه نکنی !
.
.
امروز باورم شد که تو خسته تر از آن بودی که بفهمی دوست داشتنم را
از من که گذشت اما هرجا که هستی “خسته نباشی” …
.
.
ﭼﺮﺍ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ؟
ﺗﻮ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﺮﺩﯼ !؟!؟!
ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﺭﻓﺘﯽ ؛ ﻣﻦ ﺑﯽ ﺟﻨﺒﻪ ﺑﻮﺩﻡ ، ﺳﻮﺧﺘﻢ !
.
.
بعضیا علاوه بر اینکه آدم نیستن ، آدم بشو هم نیستن !
.
.
دستهایش با من ، چشمهایش در خیابان و دلش …
این یکی را نمیخواهم بدانم ولی لعنت به دل هرزه ات !
.
.
بی معرفت نیستم ولی مزاحم آدمی که مشغول فراموش کردنه منه نمیشم حتی اگه روزی هزار بار تو خودم بشکنم !
.
.
من و تو “ما” شدیم ولی نمی دانستم که “ما”یمان آوازی می شود برای گاوی که در طویله ی دلت مخفی کرده بودی !
.
.
اون فک کرد همه مث منن ، رفت سراغ بقیه …
منم فک کردم همه مث اونن ، خط کشیدم دور همه !
.
.
یه چیزی همیشه یادت باشه : لطف مکرر میشه حق مسلم !
بیش از حد لطف نکن …
.
.
انگار با هم غریبه ایم ، خوبی ما دشمنیه
کاش من و تو می فهمیدیم ، اومدنی رفتنیه !
.
.
همیشه با من یکرنگ بودی ، سیاهم میکردی !
.
.
از من خواست حلالش کنم همان کسی که با بی رحمی محبت هایم را حرام کرده بود !
.
.
من مدتهاست از “صداقت” خبری ندارم ؛ هر کسی دیدش سلام من را هم برساند !
.
.
دوباره آمده ای ، اینبار شیرین تر از قبل دروغ میبافی ، زیرکانه تر لبخند میزنی و دلبرانه تر ناز میکنی !
اما نازنین ؛ بعد از رفتنت دلم مرد و خیلی وقت است که مغزم تصمیم می گیرد نه دلم !
پس لوند و دلبرانه که هیچ ، عاشقانه و صادقانه هم که بیایی من دیگر نیستم …
.
.
به بعضیا باید گفت : عزیزم تو عوضی شدی ، نگو شرایط عوض شده !
.
.
هر دو از ته “دل” میگوییم
من حرفهایم را ، تو دروغهایت را !
.
.
این روزها عشق را با دست پس می زنند و با پا پیش می کشند !
حیف از عشق که زیر دست و پاست …
.
.
اشتباه از من بود
من از کسی انتظار داشتم سکوتم را بفهمد که حتی فریادم را نشنید !
.
.
به بغضیا هم باید در کمال ناباوری گفت : عزیز دلم اون خری که تو چشمای من دیدی سایه خودت بود !
.
.
از سرم که بیفتی ، دست و پای غرورت خواهد شکست !
آنروز درد شکستن را خواهی فهمید ، روزی که از چشمت افتادم را به یاد آر …
.
.
به بعضیا هم باید گفت : عزیزم یه راست بگو ببینم بلدی !
.
.
اولین بار که گفتی دوستم داری گریه ام گرفت
حالا اگر کسی بگوید دوستم دارد ؛ خنده ام میگیرد !
.
.
به بعضیام باید گفت : زیاد که بپیچی خودت هـــــرز میشی !
.
.
ﺑﺎﺯﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ ، ﺗﻮ ﺑﺮﺩﯼ …
ﺣﺎﻻ ﻧﻘﺎﺑﺖ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺭ ، ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﺧﺘﻢ !
.
.
این روزا به راحتی “دروغ ” میگیم اما بزرگترین معیارمون برای شروع روابط “صداقته”
.
.
ﺑﻪ ﺑﻌﻀﻴﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻔﺖ :
ﺭﻓﺘﻰ ؟؟!!! فقط ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﻮﺏ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﺑﺎﺷﻲ !
.
.
بعضیام حوصلشون که سر میره خیال میکنن دلشون تنگ شده !

جوک جدید و به روز بهمن


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



دختر است دیگر ، گاهی دلش میخواهد بزند فک همه را پایین بیاورد
لیکن زورش نمیرسد ، فلذا هی استاتوس میگذارد !
.
.
ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻧﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻫﻢ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﻮﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺟﺎﯾﺰ ﺍﻟﺨﻄﺎﺳﺖ !
.
.
ﺍﻻﻥ ﺗﻮی ﻣﻬﺪ ﮐﻮﺩﮐﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﺗﺒﻠﺖ ﺩﺍﺭﻥ !
ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﻣﻦ ﺳﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ سن ﺍﯾﻨﺎ ﺳﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﯾﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﮐﺪﻭﻡ ﺍﺯ ﺩﮐﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﺩﻡ می گفت : ﻫﺎﭖ ، ﻫﺎﭖ ، ﻫﺎﭖ !
.
.
فقط یه ایرانی میتونه آدمو صدا کنه و زمانی که رفتی پیشش ازت سوال کنه : چی کارت داشتم ؟؟؟
جالب اینکه ما هم میشینیم حدس می زنیم یارو چیکارمون داشته !
.
.
یه سریام هستن وقتی میخندن میرن رو سایلنت ، دهنشون قد دهن تمساح باز میشه و فقط ازش هوا میاد بیرون …
آدم یاد سشوار بی صدا میافته !
.
.
بعضیام هستن کاسه صبر عادمو با کاسه توالت اشتباه میگیرن !
اینارو ندیده بگیرین ، اینارو خدا هم جواب کرده …
.
.
ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻧﯿﺎ ﺗﻮ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﺸﻮﻥ ﯾﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺗﻮﻟﺪ ﺩﺍﺭﻥ ، ﯾﻪ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﻧﻔﺠﺎﺭ !
.
.
این دخترایی که با یکی دوست هستن بعد یهو خبر عقدشون با یکی دیگه میرسه ، منو یاد رونالدینو میندازن که به راست نگاه میکرد ولی به چپ پاس میداد !
.
.
تو خونه ی شما هم اگه سر سفره سُرفت بگیره مشت و لگد میاد تو کمرتون ؟ یا فقط خونه ما اینجوریه ؟

.
.
طرف کلا یه بار توی مهمونی با دبه سرکه واسش تنبک زدن اونم خونده !
حالا پست گذاشته : همکار عزیزم بنیامین جان از طرف خودم و جامعه هنری تسلیت عرض میکنم !
.
.
مورد داشتیم دختره واسه بالا و پایین کردن شیشه ماشین کلاچ میگرفته !
.
.
من تا همین پارسال فکر می کردم فاتحه رو این جوری باید بخونی : پِسپِسپِسپِسپِسپِس خدا بیامرزتش !
.
.
یکی از فانتزیام به وقوع پیوست !!!
مامانم از بیرون اومد تا اومد از چیپسم برداره گفتم : اول دستتو بشور !
آقا یَک حالی داد که نگو …
فقط یکم شکستگی پاهام اذیتم میکنه ولی تمام کبودیام خوب شده …
تازه دکتر گفته هفته دیگه گچ دست و پامم باز میکنه !
.
.
دانش آموزان ردیف اول کلاس همه باهوشن ولی تا زمانی که دانش آموزان ردیف آخر مایل به رقابت نباشن !
.
.
لامصب چقد هوا سرده !!!
هوا داره اینجوری میکنه که ما دلمون بغل بخواد ولی من که گول هوا رو نمیخورم !!! به جاش ۲تا پتو میندازم روم …
.
.
خوبی که از حد بگذره مرد و نامرد و مخاطب خاص و مخاطب عام و همه رو جووووو میگیره !
.
.
ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻓﺎﻧﺘﺰﯾﺎﻣﻢ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻟﺤﻦ ﺟﺪﯼ ﻭ ﺧﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﺑﮕﻢ : ﻟﻄﻔﺎ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﻧﺮﻭ ﺩﮐﺘﺮ !
ﺑﻌﺪ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﻢ ﻭ ﺍﺯ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻣﻄﺒﺶ ﺑﻪ ﺍﻓﻖ ﺧﯿﺮﻩ ﺑﺸﻢ ﻭ ﺑﮕﻢ : ﻓﻘﻂ ﺑﮕﻮ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯ ﺩﯾﮕﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻢ ؟
ﺑﻌﺪ اونم ﺑﮕﻪ : ﺑﯿﺎ ﺑﺘﻤﺮﮒ ﺑﺎبا ؛ ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﮔﯽ ، نمی میری !
.
.
مشکل این نیست دختر خوب پیدا نمی کنم که بگیرمش ، مشکل اینه که دختر خوبو به من نمیدن !!!
.
.
وقتی داری با یکی درد و دل می کنی اگه طرف گفت “اینکه چیزی نیست”
دورخیز کن با آرنج راستت محکم بزن تو چشم چپش تا مغزش از گوش راستش بپاچه بیرون !
.
.
قبلا از کسی خوشت میومد باس آمار درمی آوردی مجرده یا متاهل ولی جدیدا از یکی خوشت میاد باس بری تحقیق کنی ببینی دختره یا پسر !
.
.
مورد داشتیم خشتک شلوار پسره تو حیاط دانشگاه گیر کرده زیر پاش خورده زمین !
.
.
بیرون غذا خوردن ما به این صورته که :
همیشه میریم رستوران قیمتارو نگا میکنیم ، بعد میریم فلافلی !
.
.
یه مخاطب خاص هم نداریم بقیه پسرا از بلاتکلیفی دربیان !!! والا …
.
.
مرد باس روزی ۱ساعت کنار خانمش بشینه بگه : خانمم ! من آماده ام ! هرچی دلت میخواد غر بزن …
.
.
ﻣﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺁﺩﻡِ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﻣﺎ ﺧﺪﺍ ﺷﺎﻫﺪﻩ ﮐﻪ ﻭﻗﺖ نمیشه !
.
.
ﺑﭽﻪ ﯼ دهه ۸۰ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺯﯾﺮ ﻋﮑﺴﺸﻢ ﻧﻮﺷﺘﻪ : ﺑﺪﻭﻥ edit ﻭ ﺁﺭﺍﯾﺶ !
ﺑﻌﺪ ﻣﺎ ﮐﻪ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺭﺍﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩﻥ ﺗﻮﯼ ﻋﮑﺴﺎ ، ﻣﺎ ﻫﻢ ﯾﻮﺍﺷﮑﯽ ﻣﯽ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺭﻭ ﮐﻮﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﭘﺸﺖ ﻋﮑﺴﺎ ﻃﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﻓﻘﻂ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺑﻮﺩ !
.
.
ﺍﻳﻦ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﻳﺎﻥ ﻋﺰﻳﺰﻱ ﻛﻪ ﻓﺼﻞ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺎﺕ ﻓﻴﺴﺒﻮق مبارکو ﺩﻱ ﺍﻛﺘﻴﻮ ﻣﻴﻜﻨﻦ ، ﺍﻳﻨﺎ ﻫﻤﻮﻧﺎﻳﻴﻦ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺧﺮﺩﺍﺩ ﻣﺎﻩ ﺳﺮﺷﻮﻧﻮ ﺑﺎ ﺗﯿﻎ ﺍﺯ ﺗﻪ ﻣﻴﺰﺩﻥ !
.
.
دیروز داشتم درس می خوندم که بابام اومد تو اتاق یه چرخی زد دید کولر روشن نیست ، شوفاژ اتاقمم که خراب بود ، خدارو شکر اونم نمی تونست ببنده !
ولی در آخر لامپو خاموش کرد رفت …
.
.
ﻫﻤﻪ ﯼ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﯼ ﺩﻫﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩﯼ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻠﯿﭙﺴﺎﺷﻮﻥ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﺗﯿﮑﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺸﻨﻮﻥ ؛ ﺩﻫﻪ ﺷﺼﺘﯿﺎ ﺑﺎ ﺍِﭘُﻞ ﺩﺍﺭﻥ !
.
.
دختره قیافش عین قاشق مربا خوری میمونه اونوقت برداشته تو قسمت About پروفایلش نوشته :
درگیر من نشو ، همدم نمیشوم !
اعتماد به نفس بعضیا صاف تو لوزوالمعدم !
.
.
مورد داشتیم کادوئه ولنتاینش دست به دست چرخیده باز رسیده به خودش !
.
.
تو خونه ما همه اتفاق نظر دارن من مسلمون نیستم ولی با این حال هروقت مادرم میگه یه مسلمون بره نون بخره همه با انگشت منو نشون میدن !
.
.
اومدم توی چت به دختر خالم بگم : salam khoobi
دستم خورد به a شد : ? asalam khoobi
الان خبر دادن از ذوق غش کرده بهش سرم وصل کردن !
مادرش اینام اومدن خونمون تاریخ عقدو مشخص کن !
کمک ، کمک ، یکی منو نجات بده …
.
.
مورد داشتیم تو دانشگاه طرف از استاد اجازه گرفته بره مدادشو بتراشه !
.
.
مرد قبل از ازدواج : خدایا تو که همه چی بهم دادی زن هم بهم بده !
مرد بعد از ازدواج : خدایا تو که همه چی رو از من گرفتی زنم رو هم بگیر !

دل نوشته های غمگین و دپرس



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻢ …
ﻓﻘﻂ … ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﻌﻨﺘﯽ ﮐﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﮕﻮ :
ﺣﻼﻟﻢ ﮐﻦ ؛ ﻫﻨﻮﺯ ﺷﺐ ﻫﺎ ﺑﺎ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﻢ . . .
.
.
.
” ﭘــــﻮﺳـــﺖ ﮐــﻠــﻔــﺘــﯽ ”
ﺭﺑــﻄـــﯽ ﺑــــﻪ ﺁﺩﻡ ﺑــــﻮﺩﻥ ﻧـــﺪﺍﺭﺩ
ﻓــﻘــﻂ ﻣــﺴــﯿــﺮ ﺍﺷــﮏ ﻫــﺎﯾـــﺖ
ﭘـــﺸـــﺖ ﻭ ﺭﻭ ﻣـــﯿـــﺸــــﻮﺩ
ﺑــﻪ ﺟـــﺎﯼ ﺑــﯿــﺮﻭﻥ،
ﻣــﯿــﺮﯾـــﺰﺩ ﺗــﻮ !
.
.
.
حقایق گاهى وقتا توى شوخى پیـدا میشه
اما خیلى احمقانه اس اگه فکر کنیم
آدمها توى شوخی دلشون نمیشکنه…
.
.
.
ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﯾﻖ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭﮐﺶ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﻭﺳﺨﺘﻪ
ﻣﺜﻞ ﮐﻨﺎﺭ ﺍوﻣﺪﻥ ﺑﺎ ﺟﻤﻠﻪ :
“ﺧﺐ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻩ ؛ ﺯﻭﺭ ﮐﻪ نیست”
.
.
.
با همه چیز کنار آمده ام ؛
جز باورِ جمله ی آخرِ تو که :
” چیزی بینمان نبوده ”
.
.
.
دلت که گرفته باشد …
شادترین آهنگها روضه خوانی میکنند …
شلوغ ترین مکانها ، تنهاییت را به رخت میکشند …
و شادترین روزها برای تو غمگین ترین روزهاست …
دلت که گرفته باشد ، نغض میشود همه قانونها …
.
.
.
چه انرژی عَظیمی می خواهَد،
کنترل اَولین قطره اَشـــــــ ـــــک برای نَچٍکیدن !
.
.
.
آدمی که غرق شود قطعا می میرد …
چه در دریــــــــــــــا
چه در رویــــــــــــــا
.
.
.
گاهـــــــــــــی آنچنان مزخرف می شــــــوم
که برای دیگـــــــــران قابل درک نیستـــم…
حتی عزیــــــــــزترین کســــانـــــم را از خــــــــــــودم می رانم
اما در آن لحظه در دلــــــــــم آرزو دارم بگـــــــــویند:
” می دانم دســــــت خودت نیست، درکــــــــت می کنم ”
.
.
.
در خیــــال من بمان؛
اما خودت بـــــــــرو …
آن که در خیــال من است مـــرا دوســـت دارد …
نه مثل تــــو که بیخیـــال من اســــت…
.
.
.
ﺭﺍﺑﻄﻪﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﺗﻤﺎﻡ ﻛﻨﻴﺪ ؛
حتی ﺍﮔﺮ نمیﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺧﻮﺏ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺸﻮﻧﺪ …
ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﻧﻴﺎ ﮔﻨﺠﺎﻳﺶ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺑﻐﺾ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ
.
.
.
از عاشـقانه های ِ دروغی ات سیــر شدم ؛
کـمی حقـــیقت محــبت میکنـی …؟
هر چنــد گزنده باشـَد …
.
.
.
ﭼﻪ ﺗﻠﺨﻪ …
ﺧــــــــــــــــﻮﺩﺕ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﺸﯽ ﺑﺰﺍﺭﯼ ﺑﺮﯼ
ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺖ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﻧﯿﺎﺩ …
.
.
.
به روزهای سخت که رسید…
بسیار تفاوت داشت،
آنکس که در روزهای خوب بامن…
بسیار تفاهم داشت…!
.
.
.
בلـــَم گرفتــﮧ…
از همــﮧ ی بــی تفآوتــی هآ…
از همــﮧ فــَرآموشی هآ…
از هَمﮧ بــی اعتمــآدی هآ…
کــآش معلــمی بود و انشـ ـ ـــآیی مــی خوآســت…
“روزگــآر خوב رآ چگونــه مــی گــُذرآنید ؟”
.
.
.
ﺧﻮﺍﺑﻢ ﻣﻴﺎﺩ ، ﻭﻟﻲ ﻧﻤﻴﺮﻡ ﺳﻤﺖ ﺗﺨﺖ ﺧﻮﺍﺏ
ﺍﻭﻥ لعنتی ﻳﻪ ﺗﻠﻪ ﺳﺖ …
ﺗﻮﺵ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺧﺒﺮی ﻧﻴﺴﺖ …
فقط ﻓﻜﺮ ﻭ ﺧﻴﺎﻝ ِ ﻛﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﻣﻮ ﻣﻴﻜﺸﻪ …
.
.
.
فِڪــرِ تــو رآ פَــتـــے בَر میـــآטּ
פֿَـــنـבه هــآیَـــم نمـــیتوانــم پِنهــــآטּ ڪُنَـــم
هَــر چِقَـــבر ڪــہ میـــפֿَــنـבَم بــآز غَـــمِ نَـــبـوבَטּ تــو
פֿُــوבنمـــآیــــے میــڪـنـב …
.
.
.
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺑﺎﺷﺪ
” ﻧﺒﺎﺷﺪ ”
ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ . . .
.
.
.
غم که نوشتن ندارد …
نفوذ می کند در استخوان هایت ،
جاسوس می شود در قلبت ،
و آرام آرام از چشم هایت می ریزد بیرون …
.
.
.
مـــن میخواهـم با تو باشـم . . .
تــــو میخواهـی با من باشـی . . .
من اینجـا و تو آنجـا . . .
ولی همچنان خواستن توانستن است . . !
.
.
.
بیشتر مواقع پشت جمله ی
“عیبی نداره”و”مهم نیست”
یه دل شکسته وجود داره…
.
.
.
ﺩﺭﺩ ” ﺑﻌﻀﯽ ﺁﺩﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺩﯾﺪ
ﻧﻪ ﮐﻪ ﻧﺸﻪ، ﺷﺎﯾﺪ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻦ
ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﻣﯿﺮﺳﻦ ﮐﻪ، ﺑﻪ ﯾﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﯿﺒﺮﻥ
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ،
ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ،
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﮐﺸﯿﺪﻥ،
ﺑﻌﻀﯽ ﺑﻪ ﻧﻮﺷﺘﻦ
ﻭ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﻧﺪﻥ …
ﻫﻤﯿﻨﺎ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺸﻮﻧﻮ ﻣﯿﭙﺮﺳﯽ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯿﺰﻥ “ﺧﻮﺑﻢ ” ، ” ﺧﻮﺑﯿﻢ ” …
ﻣﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺑﻪ ﺧﻮﺑﻢ …
ﺷﻤﺎ ﭼﻄﻮﺭﯾﺪ؟ …
.
.
.
ﺩﻟـﻢ ﮔﺮﻓﺘــﻪ ﺍﺳـﺖ ﯾــﺎ ﺩﻟـﮕﯿــﺮﻡ
ﯾـﺎ ﺷﺎﯾـﺪ ﻫـﻢ ﺩﻟـﻢ ﮔﯿـﺮ ﺍﺳـﺖ
ﻧﻤــﯽ ﺩﺍﻧــﻢ
ﺍﺻـﻼً ﻫﯿــﭻ ﻭﻗـﺖ ﻓــﺮﻕ ﺑﯿــﻦ ﺍﯾﻨــﻬﺎ ﺭﺍ ﻧﻔﻬـﻤﯿــﺪﻡ
ﻓﻘـﻂ ﻣـﯽ ﺩﺍﻧـﻢ ﺩﻟـﻢ ﯾـﮏ ﺟـﻮﺭﯼ ﻣـﯽ ﺷـﻮﺩ
ﺟــﻮﺭﯼ ﮐـﻪ ﻣﺜــﻞ ﻫﻤﯿــﺸـﻪ ﻧﯿــﺴـﺖ
ﺩﻟـﻢ ﮐـﻪ ﺍﯾﻨـﻄــﻮﺭ ﻣـﯽ ﺷـﻮﺩ ، ﻏﺼـﻪ ﻫـﺎﯼ ﺧــﻮﺩﻡ ﮐـﻪ ﻫـﯿﭻ ،
ﻏﺼـﻪ ﯼ ﻫﻤــﻪ ﯼ ﺩﻧﯿــﺎ ﻣـﯽ ﺷـﻮﺩ ﻏﺼـﻪ ﯼ ﻣـﻦ
ﺑﻌــﺪ ﺩﻟــﻢ ﺑـﺪﺟــﻮﺭ ﻏﺮﻭﺏ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ
.
.
.
ﻣﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ
ﻭﻟﯽ …
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ …
ﯾﮏ ﻣﻼﻓﻪ ﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ …
ﺑﻪ ﻣﻦ …
ﺑﻪ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﺎﯾﻢ …
ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺷﯽ ﻫﺎﯾﻢ …
ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪﻡ …
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﻋﮑﺴﻢ ﺑﻐﺾ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ
.
.
.
ﻧﻪ ﺣﻮﺻﻠـــﻪ ﯼ ﺩﻭﺳـــﺖ ﺩﺍﺷﺘــﻦ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـــــــﻢ ﮐﺴـﯽ ﺩﻭﺳﺘـــــــــﻢ ﺩﺍﺷﺘـﻪ ﺑﺎﺷﺪ
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﺳـــــَــــﺮﺩﻡ
ﻣﺜـﻞ ﺩی
ﻣﺜـﻞ ﺑﻬﻤـــﻦ
ﻣﺜـﻞ ﺍﺳﻔﻨــــــﺪ
ﻣﺜـﻞ ﺯﻣﺴﺘــــــــﺎﻥ
ﺍﺣﺴــــــﺎﺳـﻢ ﯾـﺦ ﺯﺩﻩ
ﺁﺭﺯﻭﻫـــــــــﺎﯾـﻢ ﻗﻨﺪﯾــــﻞ ﺑﺴﺘــﻪ
ﺍﻣﯿــــــﺪﻡ ﺯﯾــﺮ ﺑﻬﻤــﻦ ِ ﺳــﺮﺩ ِ ﺍﺣﺴــﺎﺳﺎﺗﻢ ﺩﻓــــــــﻦ ﺷـﺪﻩ
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺁﻣـــــﺪنی ﺩﻝ ﺧﻮﺷــﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺭﻓﺘـــــنی ﻏﻤﮕﯿــن
ﺍﯾـﻦ ﺭﻭﺯﻫـــﺎ ﭘــُﺮ ﺍﺯ ﺳﮑـــــــــﻮﺗـﻢ


جملات فوق مفهومی و معنی دار خاص



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !
ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ …
.
.
.
اگه از کیفیت کسی که روش زوم کردیم راضی نیستیم ،
قبل از متاسف شدن واسه اون
یه کوچولو هم به فکر ارتقای لنزهای خودمون باشیم . . .
.
.
.
ﺑـَﻌﻀـﯽ ﺍﺯ ﺁﺩﻣﺎ ﻋﯿﻦ ﺑـﺎﺭﻭﻥ ﻣـﯽ ﻣـﻮﻧﻦ
ﺍﻭﻟﺶ ﮐـﻪ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﻬﺖ ﻃﺮﺍﻭﺕ ﻣﯿﺪﻥ ﺷﺎﺩﯼ ﻣﯿﺪﻥ
ﻭﻟﯽ ﺁﺧﺮﺵ …
ﺯﻧﺪﮔﯿﺘﻮ ﺑﺎ ﮔِﻞ ﻭ ﺷﻞ ﯾﮑﯿﺖ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ
ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﺻﻔﺖ ﺑﺎﺵ
ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺧﺎﮐﯽ ﺑﺎﺷﯽ ﮐﻪ ﺁﺧﺮﺵ ﮔِﻞ ﺑﺸﯽ …!
.
.
.
خدایــــــا شفــــــــا بده…
بنده های سالمت را شفا بده!
کسانی را شفا بده که خیال میکنند هنوز دنیا بدون آنها نمیچرخد!
کسانی را شفا بده که خیال می کنند مریض نخواهند شد هرگز!
کسانی را که روحشان خیلی مریض است!
.
.
.
حواسمان را جمع کنیم …
آدمها مثل موبایل ها low battery ندارند ؛
اکثرا بدون اخطار قبلی و خیلی ناگهانی تمام میشوند …
.
.
.
مشکل اینجاست که،
همیشه برای فرار از دست یک “آدم” به “آدم” دیگری پناه برده ایم !
اعتیاد به آدم ها بدترین نوع اعتیاد است
.
.
.
ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهیم ﺑﺎشیم
ولی یادمان باشد که
ﺁﺧﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ سنگ ﻣﺮﻣﺮ ﯾﮏ ﻣﺘﺮﯼ ﺧﻮﺍهیم ﺷﺪ !
.
.
.
ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﮐﺎﻣﻞ ﻭ ﺑﯽ ﻧﻘﺺ ﺑﺎﺷﻪ،
ﻧﻔﺮ ﺳﻮﻡ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﻤﯿﺪﻩ ﻭﺍﺭﺩﺵ ﺑﺸﻪ …
ﺗﺎ ﮐﺴﯽ ﻧﺦ ﻧﺪﻩ ﮐﺴﯽ ﺳﺮ ﻧﺨﻮ ﻧﻤﯿﮕﯿﺮﻩ …
.
.
.
همیشه تو زندگیت
جسارت ِ
یک جدایی عاشقانه رو داشته باش
تا حقارت ِ
به هر قیمتی نگه داشتن رو به دوش نکشی . . .
.
.
.
مشکل ﺩﻧﯿﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﻓﻬﯿﻢ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺩﯾﺪﻧﺪ ،
ﺍﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﺣﻤﻖ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ . . . !
.
.
.
ﺑﺒﯿﻨﯿﺪ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﯽ ﺍﺳﺖ،
ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺗﺮﯾﻦ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﯾﮏ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﻨﻨﺪ !
.
.
.
به مردم این شهر نگید : “غلامتم” ، “نوکرتم”
ساده اند
باور میکنند
تو را میفروشند
.
.
.
ما آدما
هنوز هم مثله بچگیمون …
هر کی بیشتر باهامون بازی کنه رو…
بیشتر دوسش داریم !
.
.
.
می خـواهـم بـر بـلنـدتـریـن نـقطـه ی جهـان بـایستـم
و از پـشت تمـام بـلنـدگـوهـا
طـوری کـه همـه بشنـونـد …
سکـوتــــــ کنـم !
.
.
.
این روزها ﺩﻭﺭﻩ ﺩﻭﺭﻩ ﻯ ﮔﺮﮒ ﻫﺎﺳﺖ !
ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ …
ﻣﯽ ﭘﻨﺪﺍﺭﻧﺪ ﺩﺷﻤﻨﯽ !
ﮔﺮﮒ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﯽ …
ﺧﻴﺎﻟﺸﺎﻥ ﺭﺍﺣﺖ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺷﺎﻧﯽ !
ﻣﺎ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﮔﺮﮒ ﻧﺒﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﻴﻢ …
.
.
.
گاهی باید بی رحم بود …
نه با دوست …
نه با دشمن …
بلکه با خودت …
و چه ” بزرگت میکند ” آن سیلی که خودت میزنی به صورتت …
.
.
.
روزی کـــه تـــو آمــدی بــهـ دنیـــا عریـــان
جمعـــی بـــهـ تـــو خنــــدان و تـــو بـــودی گریـــــان
کــــاری بکــن ای دوستــــ کـــه وقتــــ مـــردن
جمعــــی بـــه تـــو گریـــان و تـــو باشـــی خنــــدان!
.
.
.
هرگز تمامت را برای کسی رو نکن
بگذار کمی دست نیافتنی باشی
آدمها تمامت که کنند، “رهـــــایت” می کنند . . .
.
.
.
دروغ بگو تا باورت کنند
آب زیرکاه باش تا بهت اعتماد کنند
بی غیرت باش تا آزادی حس کنند
خیانتهایشان را نادیده بگیر تا آرام باشند
کذب بگو تا عاشقت شوند
هر چه نداری بگو دارم
هر چه داری بگو بهترینش را دارم
اگه ساده ای  . . . اگه راستگویی . . .
اگه باوفایی . . اگه با غیرتی. . . اگه یکرنگی
همیشه تنهایی رفیق . . .
.
.
.
وقت خودکشی ما گرگهاست…
بگذار جنگل بماند برای خرگوش های زیبایی که ادعای شیری میکنند !
.
.
.
نیــازی بـه انتــقام نیـست !
فـقط مـنتظر بـمان ..
آنـها کـه آزارت مـی دهند ..
سرانـجام بـه خـود آسیـب مـی زنند ..
و اگـر بـخت مـدد کنـد ..
خــداوند اجـازه مـی دهد تماشاگرشان باشــی …!
.
.
.
ﺣﺎﻟﻢ ﺣﺎﻝ ﮔﺮﮔﯽ ﺍﺳﺖ
ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ
ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ
ﺗﻮﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﻣﺮﮒ ﺍﺳﺖ !
.
.
.
بچــــه که بودم فکـــر میکردم فقـــط زنبــــورها نیش میزننـــد
بـــــــزرگ شدم
دیـــدم، شنیـــدم، رفتــــم، آمـــدم
و یــــاد گرفتــــم
نــــه، آدمها هم نیــــش میزننـــد
هر چقـدر صمیــــــمی تر، عزیزتر
نیششـــان ســـــمی تــــر !
.
.
.
آدم از
هیچ چیز
هیچ کس
نمیتونه مطمن باشه
این تنها چیزی که بهش مطمئن هستم…!
.
.
.
این روزا دیگه ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺳﯿﮕﺎﺭِﺕ ﮔﺮﻭﻥ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺍﺭﺯﻭﻥ
ﭘﺎﯾﻪ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ..
ﺷﯿﮏ ﻣﺜﻞ ﻣﺎﺭﻟﺒﻮﺭﻭ ﺑﺎﺷﻪ ﯾﺎ ﺧﺴﺘﻪ ﻣﺜﻞ ﺍِﺷﻨﻮ !
ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﻧﻮﻉ ﺳﯿﮕﺎﺭ ..
ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﻮﺯﯼ
ﺁﺧﺮﺵ ﺟﺎﺕ ﺯﯾﺮِ ﭘﺎﺷﻪ ..
ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺁﺩﻣﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻪ
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻓﻘﯿﺮ
ﻣﺎﻧﮑﻦ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﮐﻮﺗﻮﻟﻪ ..
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﺷﯽ ﯾﺎ ﻧﺎﻣﺮﺩ !
ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﻭ ﭼﯽ ﺑﻮﺩﯼ ..
ﺑﻪ ﭘﺎﯼ ﮐﺴﯽ ﺑﺴﻮﺯﯼ
ﺁﺧﺮﺵ ﺟﺎﺕ ﺯﯾﺮِ ﭘﺎﺷﻪ…
.
.
.
یک ﺁﺩﻡ ﻫﺎیی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻭﻗﺘﻲ ﺷﺎﺩی ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ ﭼﻮﻥ ” ﺣﺴﻮﺩﻧﺪ “… !
ﻭقتی غمگینی ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻧﺪ ﭼﻮﻥ ” ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺍﻧﺪ ” !
وقتی ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭی ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﻫﻤﺪﺭﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ” بی ﺧﻴﺎﻝ ﺗﻮ “ﻫﺴﺘﻨﺪ …!
ﺍﻣﺎ ﻭقتی ﻣﺸﻜﻞ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﺎ ﺗﻮ خیلی ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﻨﺪ … خیلی …!
ﺍﻳﻨﻬﺎ ” ﻻﺷــــــﯽ ﺗﺮﯾﻦ ” ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎی ﺭﻭی ﺯﻣﻴﻨﻨﺪ
.
.
.
میدانی رفیق . . .
نه زیبایم . . .
نه مهربان . . .
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست . . .
فقط برای خودم هستم . . .
خوده خودم . . .
صبورم و سنگین  . . .
سرگردان . . .
مغرور . . .
قانع . . .
با یک پیچیدگی ساده . . .
و مقداری بی حوصلگی  زیاد . . .
برای تویی که چهره را میپرستی نه سیرت آدمی را . . .
هیچ ندارم . . .
راهت را بگیر و برو . . .
حوالی ما توقف ممنوع است . . .


کپی شده از

جملات فوق العاده زیبا دلتنگی


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



دلتنگی یعنی فاصله ای که با هیچ بهانه ای پر نمی شود !
.
.
دلتنگی مثل کوفتگی تصادفه
اولش بدنت گرمه حالیت نیست ولی یه دفعه دردش شروع میشه و تازه میفهمی چی به سرت اومده !
.
.
کاش به جای “دلم” گلویم “تنگ” میشد
هوا نمی ریسید و خلاص …
.
.
خدایا این روزها کمی مرا تلاوت کن
شاید ختم شد جز هزارم دلتنگی ام !
.
.
دلتنگ روزهایی هستم که معنای خداحافظ ، تا فردا بود …
.
.
همه چیز با تو شروع شد اما هیچ چیز بدون تو تمام نمی شود حتی همین دلتنگی های من !
.
.
از اینجا که هستم تا آنجا که هستی ، وجب به وجب دلتنگم !

.
.
هیچوقت برای تنهایی خودم گریه نکردم
دلتنگ آنهایی شدم که تنهایم گذاشتند …
.
.
دلم تنگ شده برای روزهای کودکی که بهانه ی گریه ام داشتن یک عروسک بود نه یک آدم !
.
.
دلتنگی یعنی تو و تو یعنی تمام دنیای من !
.
.
کاش هر روز جمعه بود و دلتنگیهایم را گردن غروبش مى انداختم !
.
.
دلتنگم و این درد کمی نیست که پشت هیچ خط تلفنی صدای تو نیست
دلتنگم و این درد کمی نیست که رو برمی گردانم و جای تو خالی است !
.
.
دلتنگی من تمام نمیشود
همین که فکر کنم من و تو دو نفریم ، دلتنگتر میشوم برای تو !
.
.
در زندگی برای بعضیا
از یک روز ، از یکجا ، از یک نفر به بعد دیگر هیچ چیز مثل قبل نیست !
نه روزها ، نه رنگ ها و نه خیابان ها …
همه چیز میشوند دلتنگی !
.
.
عجب وفایی داره این دلتنگی !
تنهاش که میذاری میری تو جمع و کلی میگی و میخندی
بعد که از همه جدا شدی ، از کنج تاریکی میاد بیرون
وایمسته بغل دستت و دست گرمشو میذاره رو شونت
برمیگرده در گوشت میگه : خوبی رفیق ؟ بازم خودمم و خودت !
.
.
دلتنگم نه دلتنگ تو
دلتنگ اینکه یه روزی هوامو داشتی
دلتنگ اینکه هر لحظه به یادم بودی
دلتنگ هر دقیقه شنیدن صدات
دلتنگ تا صبح بیدار موندنت فقط به خاطر اینکه دل من گرفته
دلتنگ اینکه اسممو سوالی صدا کنی
دیدی ؟ من که دلتنگ تو نیستم !!!
.
.
دلتنگی یعنی خلوت تنهاییت از آسمون پاییزی ابری تر باشه !
.
.
دلت که گرفته باشد ، شادترین آهنگها روضه خوانی میکنند
شلوغ ترین مکانها تنهاییت را به رخت میکشند
و شادترین روزها برای تو غمگین ترینِ روزهاست
دلت که تنگ باشد ، نغض میشود همه قانونها …
.
.
دلتنگی نه با قلم نوشته می شود نه با دکمه های سرد کیبورد …
دلتنگی را با اشک می نویسند !
.
.
از قوی بودن خسته ام
دلم یک شانه میخواهد
تکیه دهم به آن و بی خیال همه دنیا ، دلتنگی هایم را ببارم …
.
.
چقدر نوازش دست های مهربانت خوب است
و من چه زود دلم برای همه چیزهای خوب تنگ میشود …
.
.
باید خیابان طولانی ای باشد تا بشود تمام دلتنگی هایت را قدم بزنی !
.
.
گاهی که دلتنگت میشوم ، فراموش می کنم که تو فقط یک خاطره ای !
.
.
این روزهای سخت از هر انگشتم یک هنر می بارد !
شبها می بافم خیالت را
روزها می کشم دردهای نبودنت را
و غروب ها هم ، وای غروب ها میرقصم با سازِ دلتنگی هایم …
.
.
خدایا من صبورم اما دلتنگی من چه میداند صبوری چیست ؟!!!
.
.
اینجا همه دلتنگند
دنبال گمشده ای هستند
من هم دنبال گمشده ای می گردم
گمشده ای به نام من …
.
.
دلتنگی سهم ماست از خاطراتی که یک روز خاطره نبودند ، زندگی بودند !
.
.
این روزها وقتی دلتنگ میشوی کسی برایت جا باز نمی کند ، باید در لاک خودت بروی !


کپی شده از

جملات عاشقانه دی




http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png




غمگینم مثل حس نقاشی که معشوقه اش نابیناست.......

.

.

مراقب من باش!

از من فقط تو مانده‌ای . . .

.

.

.

خسته ام...
نه از راهی که امده ام...!!!
یا انتظاری که گاه امانم را میبرد...
خسته ام از تکرار ندیدنت....!!

.

.

.

گفتم : هستی ؟
گفت : هستم .
اما نبود ...
کاش می دانست تمام هستی ام را پای نیستی اش ریخته بودم .

.

.

.

من می دانم...
جنگ جهانی سوم بر سر تو خواهد بود...

.

.

.

حق دارند این چشم ها...
اگر هنوز هم...
خیره می شوند به دور دست ها....
این چشم ها...
پشت سر مسافرشان آب ریخته اند...!

.

.

.

گآهے شآیـב لآزمـ بـآشـב ، از یــآב ببـــریـمـ
یـــاב آنهـــایـے رآ ڪـہ …
بـآ نبـــوבنشآטּ
بـوבنمـآن رآ ،
بــہ بـآزے گـرفـتنـב ………

.

.

.

بادبانم باش
بگذار هرچه حرف پشت مان می زنند مردم
باد هوا شود
دورترمان کند !

.

.

.

کســــی کـــــه دلــــبــر داره، بایــــــــــــد از هـــر چـــی غـــیرِ اونــــه دل بـــرداره..

.

.

.

"تو"عزیز خواهی ماند...
حتی اگر راه،نگاهت را ازمن دور کند...

.

.

.

دل در خـیـال رفـتـن …
و مـن فـکـر مـانـدن …
او پـخـتـه راه اسـت و …
مـن خـام رسـیـدن … !!!

.

.

.

اغوش من سرزمین توست...
کاش کمی عرق میهن پرستی داشتی,"وطن فروش"

.

.

.

رفت.
ولی بر میگردد، هر کس که نمک ما را خورد، پایش که هیج...!
گردنش هم گیر است...

.

.

.

مــــی بوسمت !!
چه فـــرق می کند ، پشت گـــوشی ...
یا پشت گــوش !
پــــرنده
روی سیـــم هم ...
پـــــرنده است !

.

.

بعضيا واسمون زير آبي رفتن فک کردن خيلي زرنگن..ولي نميدونستن هم آب زلاله..هم کوسه ها رفيقمون...

.

.

.

می دانــــی؟؟؟؟؟؟؟
دنـیــــــــــــــــــــــــا برایم ویران است ...
با تو از عشـــــــــــــــق...
بی تو از فراغ...

.

.

.

به پایان رسیده ام "نقطه "نمی گذارم
یک "ویرگول "می گذارم
این هم امیدی ست,شاید که برگردی!!!

.

.

.

نه مثل هرکس..
مثل کسی که برایم کس دیگریست...
دوست دارم

.

.

.

کپی شده از


جک های جدید و آپدیت دی92  



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



کلیپسوف چیست ؟
کلیپسوف به زمانى گفته میشود که کلیپسى در مدار زمین بین خورشید و ماه قرار گیرد و سایه کلیپس روی ماه افتاده و قسمتى از ماه براى مدتى تاریک شود !
.
.
یعنی هربار این پوست کنار ناخن رو کشیدیم تا قوزک پام اومده پایین !
خب خداجون موقع اسمبل زیرش مینوشتی “آدم از اینجا باز می شود” تا دیگه دست نزنیم بهش …
.
.
من بزرگترین مشکل کودکیم این بود که نکنه یه وقت یادم بره نفس بکشم خفه شم بمیرم !!!
.
.
ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﺩﻭ ﺗﺎﺟﯿﮑﺴﺘﺎﻧﯽ :
ﺷﻨﺒﻪ : ﺟﻤﻌﻪ ! ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ؟
ﺟﻤﻌﻪ : ﻧﻪ ﺷﻨﺒﻪ ! ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺎ ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﺩﻭﺷﻨﺒﻪ ؛ ﺗﺎ ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺑﺮﮔﺮﺩﯾﻢ !!!
.
.
دختره تو قابلیت هاش زده “فوق تخصص برعکس کردن کوکو سبزی”
بعد میگن چرا مذاکرات ژنو نتیجه نمیده ؟!؟!
.
.
پسره ﻣﮕﺲ ﺑﺎ ﻭﺳﺎﻃﺖ ﺭﻭﺵ ﻣﯿﺸﯿﻨﻪ ﺍﻭﻧﻮﻗﺖ ﺍسمشو ﺗﻮی ﭘﺮﻭﻓﺎﯾﻞ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ : ﺩُﺯﺩ ﺩِﻟﻬﺎ !
.
.
واییییییی ، ترکیب رنگ قرمز و زرد چقدر قشنگ میشه !
(تحلیل دخترها از بازی بایرن مونیخ و دورتموند)
.
.
ﺗﻠﻔﻆ ﺻﺤﯿﺢ ﭼﻬﺎﺭﻣﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﻫﻔﺘﻪ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ ؟؟؟
ﭼﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
ﭼﺎﻫﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
ﭼﻬﺎﺭﺷﻨﺒﻪ
ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﻋﺰﻳﺰﻡ ، ﺳﻪ ﺷﻨﺒﻪ ﺻﺤﯿﺢ ﺍﺳﺖ !
ﺣﺘﻤﺎ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻲ ؟!! الانم داری امتحان میدی ؟!!!

.
.
مرداب به رود گفت : چه کردی که اینقدر زلالی ؟
صدا آمد از بی ادبان !!!
دیدن لقمان داره به صورت کرال پشت تو رود شنا میکنه !
.
.
آدمایی که آیفونو برمیدارن میگن الووووووو همونایی هستن که وقتی در دستشویی رو میزنی میگن کیه ؟
.
.
پند فیسبوکی :
خواهی نشوی رسوا ؛ آشنا دیدی بلاک کن !
.
.
ایران رمز هم بزنه نمیتونه آرژانتین رو ببره ؛ حتی اگه دسته خرابو بدن به آرژانتین بازم نمیتونه !
.
.
زن غضنفر زنگ میزنه بهش میگه زود باش خودتو برسون بچه مون مداد قورت داده !
غضنفر میگه : الان راه می افتم …
زنش میگه تا تو برسی من چکار کنم ؟؟؟
غضنفر : با خودکار بنویس !
.
.
توی پاکستان هرکی شکست عشقی بخوره جای سیگار دینامیت روشن میکنه !
.
.
“منفجر شی جوون”
دعای خیر یه پیرمرد پاکستانی برای یک جوون !
.
.
چند وقت پیش شماره مخاطب خاصمو دادم به دوستم که امتحانش کنه !
ایشالله هفته بعد عروسیشونه ؛ به پای هم پیر شن …
.
.
مورد داشتیم تو سینما دختره با گوشیش نور مینداخت رو ساعتش تا ساعتو ببینه !
.
.
اگه امسال ولنتاین کسیو ندارین ، من صرفا جهت ثواب پذیرای کادوهای شما هستم …
کور شم اگه جز ثواب نیت دیگه ای داشته باشم !
.
.
ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ کار ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﯽ ﻣﻦ ﺗﻮی ﺯﻧﺪگی ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺑﯿﺴﮑﻮﺋﯿﺖ ﺭﻭ ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﭼﺎﯾﯽ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﮐﻪ ﻧﺮﻡ ﺑﺸﻪ ﻭﻟﯽ ﻭﺍ ﻧَﺮﻩ !
.
.
دیده بودیم مینویسن :
پارک = پنچری
دیروز یه جا زده بود :
پارک = انفجار !!!
فک کنم خونه واسه یه پاکستانی بوده …
.
.
مورد داشتیم دختره داشته رانندگی می کرده یادش رفته الان دنده چنده ، وایساده دوباره از ۱ شروع کرده …
.
.
ﺯﻥ : ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺳﺮﺩﻣﻪ ؟!!!
ﻣﺮﺩ : ﺧﻮﺏ ﭘﺎﺷﻮ کتتو ﺑﭙﻮﺵ !
ﺯﻥ : ﺑﺎ ﮐﺖ ﮔﺮﻡ ﻧﻤﯿﺸﻢ
ﻣﺮﺩ : ﺑﺮﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ
ﺯﻥ : ﺁﺧﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﻧﻤﯿﺸﻢ
ﻣﺮﺩ : ﺑﺮﻭ یه ﭘﺘﻮ ﺑﯿﺎﺭ ﺟﻠﻮﯼ ﺑﺨﺎﺭﯼ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺭﻭ ﺧﻮﺩﺕ
ﺯﻥ : ﺧﻮﻧﻪ ﭘﺪﺭﻡ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺮﺩﻡ میشد ﻣﺎﻣﺎﻧﻢ ﻣﻨﻮ ﺑﻐﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﮔﺮﻡ ﻣﯿﺸﺪﻡ
ﻣﺮﺩ : ﻫﻤﯿﻦ ﻣﻮﻧﺪﻩ که ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﺯمستون ﻣﺎﺩﺭﺗﻮ ﺑﯿﺎﺭﯾﻢ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ !!!
.
.
مورد داشتیم دختره خونشون طبقه دوم بوده اومده تو کوچه دیده کیفشو نیاورده ، رفته کنار پنجره داد زده مامان کیفمو بزار رو کلیپسم بیاد پایین …
.
.
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ مخاطب خاصش ﮔﻔﺘﻪ : ﻣﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺦ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﻋﺸﻘﻢ !
ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ : ﻋﺸﻘﻢ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺻﺐ ﮐﻦ ، ﺍﻻﻥ ﮐﺎﭘﺸﻨﺘﻮ پس ﭘﺲ ﻣﯿﺪﻡ …
.
.
ﺑﻌﻀﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﺸﻮﻥ ﺧﻂ ﻣﯿﮑﺸﻦ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺑﯿﺎﺩ !


کپی شده از

دل نوشته های زیبا مخصوص ابراز عشق و علاقه



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



تمامِ آن چیزی که درباره‌ی تو در سرم هست،
ده‌ها کتاب می‌شود،
اما تمام چیزی که در دلم هست،
فقط دو کلمه است،
دوستت دارم
.
.
.
دوست داشتنت بزرگترین نعمت دنیاست
مرا شاد میکند و لبخند را به دنیایم هدیه میکند
حتی این روزها گاهی پرواز میکنم
من این دوست داشتن را بیشتر از هر چیز در این دنیا دوست دارم …
.
.
.
احتیاجی به تسبیح نیست ،
دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر “دوست داشتن” می دهم . . .
.
.
.
زندگی می کنم و برایش دلیل هم دارم :
دوست داشتن تــــــــــــــــــــــو …
.
.
.
و چه انتظار بزرگی است
اینکه بدانی
پشت هر “دوستت دارم”
چقد دوستت دارم…!
.
.
.
دوست داشتن یعنی
وقتی میــــدونه…
رو چیزی حساسی…
یا از کاری بدت میـــاد…
حواسش هست که ناراحتت نکنه…
دوست داشتن یعنی همین…
.
.
.
گوش تلفن کر
“دوستت دارم ” را امشب
در گوش خودت
خواهم گفت . . .
.
.
.
به یک “نترس”
به یک “نوازش”
به یک “آغوش”
به یک “دوستت دارم”
خلاصه بگویم به “تو” نیازمندم
.
.
.
و من هنوز تو را مثل “تمام شد” مشق شبم دوست دارم …
.
.
.
از من نپرس چقدر دوستت دارم ،
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست . . .
.
.
.
باران بند آمد
ولی نبودن تو همچنان میبارد
باران بند آمد
ولی دوست داشتن تو بند نمی آید . . .
.
.
.
دوست دارمش
از بند تا بلند
از دست تا دعا
از صبر تا خدا
حتی اگر…
همه بگویند : از آن من نیست
.
.
.
چــه خــوبــ اســتـــ اَگـــر
آدم هـــا یــکــ نـــفـر را
هـَــر روز دوســتـــ داشـــتــه بــاشــنــد
نــه هـَــر روز یـکــ نــفــر را …
.
.
.
یه “دوستت دارم”هایی هم هست …
میدونی دروغه ها …
ولی قلبت واسه باورش به عقلت التماس میکنه …!
.
.
.
روزی چند بار دوستت دارم
یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم
وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد
وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود
یک بار دیگر هم دوستت دارم !
باقیِ روز را
هنوز را
.
.
.
می دانی که هنوز “دوستت دارم” عاشقانه ترین هدیه ای است که برای تو دارم !
.
.
.
به دوست داشتَنت مشغولم …
همانند سربازی که سالهاست ؛ در مقرّی متروکه ،
بی خبر از اتمام جنگ ،
نگهبانی می دهد…!
.
.
.
آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”
یا شاید اصلا به زبان نیاورند دوست داشتنشان را … بهشان خرده نگیرید !
این آدمها فهمیده اند “دوستت دارم” حرمت دارد ،
مسئولیت دارد
ولی وقتی به کارهایشان نگاه کنی دوست داشتن واقعی را میفهمی ،
میفهمی که همه کار میکند تا تو بخندی ، تا تو شاد باشی …
آزارت نمیدهد ، دلت را نمیشکند …
به هر دری میزند که با تو باشد !
.
.
.
آن که ” دلت را شکست ” … ” تاریخ تولدش ” یادت مانده …
آنکه ” رهایت ” کرد تاریخ ” آمدنش ” و”رفتنش”… دقیق
و آنکه ” احساست ” را بــه بازی گرفت …
لحظه بــه لحظه خاطراتش را سالها در یاد داری … !
اما…
آنکه دوستت دارد سطری در تارخ زندگیت بـه نامش زده ای !!؟

جملات زیبای دی 92


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png


سکسکه ام گرفته بود..
گفتند:"بترسانش خوب میشود...."
تنهایم گذاشت...
نفسم بند آمد!

.

.

بگو نبارد برف...
اینهمه سپید ننشیند بر زمین...
حالا که رد پای ما کنار هم جفت نمیشود....

.

.

شونه آدم که هیچی، شونه تخم مرغم پیدا نمی شه، سرمونو بذارین روش یه کم گریه کنیم

.

.

.

گوش های سنگین بهانه اند ، حرف های ما شنیدنی نیست گاهی…

.

نــه درآغــوشـت گـرفـتــه ام
نـه تـورا بـوسـیـده ام
نــه حـتـی مـوهـایــت را نـوازش کــرده ام
امــا،بـبـیـن
چـگـونـه بـرایــت مـی نـویـسـم...

.

.

رســــــم زمـــونــه ..
اینه رابطه هایی که به هم وصله نَمونه ....

.

.

.

بزرگتـــرین اشتباه زندگیـــــم اونجـــا بود که فکر کـــــردم
اگه کـــاری با بقـــیه نداشــــته باشــم بقیــه هم کاری با مــــن ندارن!!

.

.

.

بيهوده تحريمم نكن...
من ايرانيم...
براي داشتنت دنيا را هم دور خواهم زد...

.

.

.

دســتــهای تــو تــصــمــیمم بـــود
بـــایـــد میـــگـــرفــتــــمــــ و دور مــیــشــدم

.

.

.

میخندی...؟؟؟
میلرزد دلم...!
انگار قلبم روی گسل لبهای توست...!!!

.

.

.

پنجره وا شد، پنجره بسته شد، پنجره وابسته شد!

.

.

.

ﻭﻗﺘﯽ ﯾﮏ ﻣﺸﺘﺮﮎ ”ﻣﻮﺭﺩﻧﻈﺮ ” ﻫﺴﺖ
ﻭﻟﯽ ”ﺩﺭﺩﺳﺘﺮﺱ ”ﻧﯿﺴﺖ
ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﯿﺸﯽ ﺭﻭﮐﻨﯽ ﺏ ﻣﺸﺘﺮﮐﯽ
ﮎ ”ﺩﺭﺩﺳﺘﺮﺱ ”ﻫﺴﺖ ﺍﻣﺎ ”ﻣﻮﺭﺩﻧﻈﺮ ” ﻧﯿﺴﺖ..

.

.

.

زدي تيري به قلبم رد نکردم / جدائي را تو کردي ، من نکردم . . .

.

.

.

آرزوی قشنگیست...!!!
رد پای من کنار رد پای تو بر دشت پوشیده از برف ....

.

.

.

بـتـرسیــن از آدم ِ راسـتـگـو ...
کـه اگـه دروغ بـگــه
حـرفــش سـنـد ِ !!
هـمـه بـاور مـیـکنـــن ... !!!

.

.

.

از شناختـــטּ و شنـاخته شدטּ
بیـزارمـ
آدمـا وقتـے همـو میشنــاسـטּ
از ڪنار همـ رב میشـטּ...
سـاده
بـــے احسـاس
بـــے فڪــــر !
پس سعـــی نڪـטּ کسی رو بشنـاسـے

.

.

.

به بعضیام باید گفت: عزیزم بی شعوریت ذاتیه
یا خودتم در این راستا تلاش میکنی؟!!!

.

.

.

"تنهــــــــایی"آنجاست که "نبـــــــودنت" آه هیچکس رابلنــــد نکند...

.

.

.

بـیـا بـازی کـنـیـم …
خـودم را بـه خـواب زمـسـتـانـی مـی زنـم,
تـو بـیـا ، بـا بـوسـه ای بـیـدارم کـن !!!

.

.

.

ببآر بارون یکی عشقشو گم کرده ببار باررون قرار گریه بر گرده.

نمیدونم چرا بد شد چرا از خوبیام رد شد.....

.

.

" تــــو مــی روی و مــــن
رســـوب مــی شـــوم
تـه مـانـده ای کـه
دور بـایـد ریـخـت ... ! "

.

.

هرگز نفهميدم
كوه آنقدر سخت بود كه تنها شد
يا
انقدر تنها بود كه سخت شد

.

.

.

دلم آرامشِ وارونه ميخواهد
يعني:
“ش م ا ر ا ”

.

.

ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺍﺯ ﺗــﮏ ﭘﺮ ﺑﻮﺩﻥ ... ﭘﺮﺷﻮ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻦ !!

یــــﻪ ﭘﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ... یـــﻪ ﭘﺮ ﺑﺎ ﺍﻭﻥ

.

.

از همیـــــن جــا از آســـتین بلـــوزم تشــــکر میکـــنم ک از بــچگــی همــــرام بـــوده و تـــو هـــر شـــرایـــطــی کمـــکــم کــرده...
بــچــه بـــودم وقـــتــی ســــرمـا میـــخوردم بــاهـــاش دماغـــمــو تــمیــز میـــکردم..غــــذا میــــخــوردم بــاهاش لبمــــو پاک میـــکـــردم..
و الان ک بزرگ شــــدم اشـــکــامو باهاش پاک میـــکنم!!

.

.

من... چاییم سرد بشه میریزم دور... تو که جای خود داری.

.

.

خســته ام

از كســی كه مرا غـــرق خودش كرد

امـــا

نجـــاتم نداد !


.

.

خسته ام رفیق خسته.... نه اینکه کوه کنده باشم نه!!! فقط بیست دقیقه درس خوندم!!!

.

.

لیلی!تو بزرگترین اشتباه تاریخ را مرتکب شدی
مردی را آواره کوچه وبیابان کردی که مردانه پای تو ایستاد
این روزها هیچکس به پای هیچکس نمی ایستد
چه برسد مردانه!

.

.

...هستـ ـی بآشـ نبآشـ ـی هستـ ـن....


بـ ـد شـ ـدم...
چـ ـون کسـ ـی لیاقـ ـت خوب شـ ـدنما نداشـ ـت!!!

.

.

به بعضیام باید گفت:

اگه بخوام زندگیمو از اول بسازم
تو پیام بازرگانی وسطشم نیستی!

جملات فوق العاده زیبای خاطرات


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



اینقدر خیره میشدند به لحظه های شیرینمان
که اینـــک
فقط خاطره های خوش عذابم میدهتد
ولی من که به شوریِ چشم اعتقاد نداشتم . . !
.
.
.
خاطرات تو همانند دکتریست که ،
من بابت مریضی ام فقط به او سر میزنم !
جالب اینجاست که من هر روز مریضم …
و دکتر هم تسکین بلند مدّت نمیفهمد . . !
.
.
.
ﺁﺩﻡ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺩﺍﺭ …
ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ …
ﺍﻭﻥ ﺁﺩﻡ ﺳﺎﺑﻖ ﻧﻤﯿﺸﻪ …
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ …
.
.
.
بیست طبقه لاف بزرگی است
برای مردن ،
کافی است ،
ازایوان یک خاطره پایین بپری . . .
.
.
.
کاش خودت هم مثل خاطراتت
برای ماندن سرسخت بودی . . .
.
.
.
گـاهـی بــاید رفـت و بعضـی چیــزهای بردنـی را بـا خـود بــرد ،
مـثل یـــــاد ،مـثل غــرور ،
و آنچــه ماندنـیست را جــا گــذاشت ،
مـثل خــاطره ،مـثل لبـخند ،
رفـتنت ماندنــی مــی شود ، وقتــی کـه نبــاید بـروی !
.
.
.
خطــر داشتـــ
امــا !
خاطرتـــ می ارزید که از تـــو این همه خاطـــره بسازم !
.
.
.
باید یاد می گرفتم . از هر چیزی عشق و خاطره نسازم !
شاید . . . منظورِ باران من و تو نبودیم . . .
.
.
.
مرا که میشناسی
وسواس دارم
وقتِ رفتن
تمام خاطرات را تا میکنم
میگذارم کنجِ گنجه
بویِ نفتالین که مشامشان را پر کند
تمامِ بیدها
مجنون می شوند…!
.
.
.
به صدایت که معتاد شدم
رفتی
حالا هر روز
خاطره تزریق میکنم . . .
.
.
.
بعضی وقت ها شریک تمام خاطراتت فقط یک شماره ی خاموش است . . .
.
.
.
هی لعنتــــی !
مـــن مــــــی روم !
تـــو مـــــی مــــانــی بــا دنـیــایـــی از خــــاطـــــرات
راســتـــی آن روز کـــــه دلـــــداده تــو شــــدم یــادت هست ؟
از آن جــا بـــه بـــعــدش را پـــاک کــــن . . . !
.
.
.
اینجا
کسی
بر زمین افتاده
تو با خاطراتت
از رویش
رد شدی و رفتی
.
.
.
دیگر خودت هم برگردی نمیپذیرم !
من فقط با خاطراتت زنده ام !
.
.
.
همیشــــــــه مـ ـے گفتنــــد
سختــــــے ها نمکـــ زندگــ ـیستــ
امــــا چــــرا کسـے نفهمیـــــد
“نمکـــــ” براے من که خاطـــــراتم زخمــ ـےستــــ
شور نیستــــ
مـــــزه “درد” مـے دهد
.
.
.
زندگی یعنی یک نگاه ساده
تنها چند خاطره…
و
تنها چند لحظه…
زندگی یعنی همین، نگاهی به یک عکس ساده
.
.
.
من برایت خاطره ساختم . . .
امّا آخرش چه ؟!
تمام زندگی ام را باختم . . .
.
.
.
مـَردُم چـه میفهمند
از قاب ِخالی ات کـنج اتـاقـم
خـاطـرات تـوست کـه ورق مـیـزند نـگـاهـم را بـه نـقـش آفــرینی
.
.
.
یکی بیاید
دست این خاطره ها را بگیرد
ببرد گردش …
کلافه کرده اند مرا،
بس که نق می زنند
به جانم …
.
.
.
تکثـــیر مــے ‌شـــونــد و نــمے ‌مــیرند …
سلـــولـــ ‌های خـــاطـــره‌ ات در مـــن …
.
.
.
این خاکستر که می بینی خاکستر سیگار نیست ،
خاطرات منند که هر شب با خودم دود می شوند …
.
.
.
عابرانی که از کنارم می گذرند
مست عطر تنم
می شوند و …
نامش را که می پرسند
دلم می لرزد
چگونه بگویم خاطرات توست؟
.
.
.
آقـــای شــهــردار!
بگویید انقـدرعوض نکـنند رنـــگــــ و روی ایـــن شـهر لعنتی را …
این پیاده روها ، میــدان ها ، رنگ و روی دیوارها ،
خــــاطـــراتــم !
دارنـــد از بـیـنــــــ مــیـــــ رونــــد . . .
.
.
.
مرا محکم تر در آغوش خود بگیر…
من هنوز هم نمی خواهم تو را…
به دست خاطرات ” لعنتی ” بسپارم…
.
.
.
چقــدر باید بگذرد
تا مـن در مـرور خـاطراتم
وقتی از کنار تــو رد میشوم،
تنـــم نلــرزد…
بغضــم نگیــرد…
.
.
.
جـور مـیـکـنـد خـدا در و تـخـتـه را بـا هـم
آن طـور کـه تـو و مـرا آشـنـا کـرد ؛
تـو شـدی خـاطـره سـاز و مـن خـاطـره بـاز
.
.
.
دختر کبریت فروش را یادت هست ؟
او کبریت را پشت به پشت روشن میکرد ، من اما سیگارم را …
من و او هر دو دنبال خاطره هاییم …
او از سردی هوا مرد اما من طولی نمیکشد … نگران نباش ؛
همه وجودم سردی هوای توست !
.
.
.
طَبیــــب را خَـــــبر کـــُنید
به یاد آوَردم
یاد آن روز تَـــــلخ
آن بَدرَ قــــه
پشــــت قــَـدم هایَــــش را کاسه چَشــــــمانم خیس کــَـرده
به یاد آوردَم
که از اَزل دیوانـــــه بــــوده
نمیدانـَــم
دیوانه ی کــُـــدام دیوانه بـــــودم
که مــَـرا گوشـــــه نِشین این ویــــــرانه کرد
نَه نَه
مَن تـــــــنها خود را فَرامـــوش کرده ام
او هَمیشه هســـــت…
هَمین جا کنــــار مَن در خاطـــــــــراتم…



کپی شده از

جملات سنگین دی ۹۲


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



پرواز کرد عاقبت ، ماهی که شوری دریا برای نمک گیر کردنش کافی نبود !
.
.
ﻫﺮﭼﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍهیم ﺑﺎشیم ولی یادمان باشد که ﺁﺧﺮﺵ ﭼﻬﺎﺭ ﺳﻄﺮ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﯼ ﺭﻭﯼ سنگ ﻣﺮﻣﺮ ﯾﮏ ﻣﺘﺮﯼ ﺧﻮﺍهیم ﺷﺪ !!!
.
.
اگه از کیفیت کسی که روش زوم کردیم راضی نیستیم ، قبل از متاسف شدن واسه اون یه کوچولو هم به فکر ارتقای لنزهای خودمون باشیم !
.
.
خستگی را زندگی کرده ام
می خواهم کمی هم زندگی را خسته کنم !
.
.
کاش باشی و بتوان شامه پر کرد از بوی تو ، ای شب بوی شب های بی بوی من
کجایی ای منِ من ؟
کجایی ای من ؟ تا جانی دوباره بخشی این من را …
بی تو این من تهی است ، هیچ است و پوچ
با تو این من ، من است
آری با تو ای مادرم …
.
.
تفنگ توی دست فقط یه وسیله س ؛ این قلبای سنگی هستن که آدمارو میکشن !
.
.
ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺎﻥ ۵۷ ﮐﻪ یه ﭘﺴﺮ ۵ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺳﺒﻘﺖ ﮔﺮﻓﺖ چون ﻣﺎشین ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﺷﯿﻨﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﻨﺪﺗﺮ ﻣﯿﺮﻩ !
روی هرکی دست گذاشتیم ، روی ما پا گذاشت !
.
.
ﺍﮔﻪ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺗﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺑﺸﯿﻦ ﺑﺎ ﺗﻪ ﺩﯾﮕﺶ ﺣﺎﻝ ﮐﻦ !
ﻫﯽ ﻧﺸﯿﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﻪ آﺧﺮﺵ ﺭﺳﯿﺪﻡ …
.
.
اگر من بزرگ نمی شدم ، پدربزرگ هنوز زنده بود
اگر من بزرگ نمی شدم ، موهای مادرم سفید نمیشد
اگر من بزرگ نمی شدم ، مادربزرگ در ایوان خانه باز می خندید
اگر من بزرگ نمی شدم ، تنهایی معنایش همان تنها بودن در اتاقم بود
اگر من بزرگ نمی شدم ، غروب جمعه برایم دلگیر نبود
اگر من بزرگ نمی شدم ، هیچوقت نمی دیدمت و دلم برایت تنگ نمیشد
ای کاش من همیشه کودک می ماندم
چقدر گران تمام شد بزرگ شدن من …
.
.
بدترین چیز اینه که محبت مادرو با “هان” و “چیه ؟” جواب بدی ولی زنگ یه غریبه رو با “جانم !”
متاسفم برای بعضیا …
.
.
یادمون باشه که ھمیشه ، خواستنی داشتنی نیست ‏!‏
.
.
هیچوقت به ناحق پا روی کسی نزارین …
یادتون باشه “دست” زمونه “پای” خیلیارو قطع میکنه !
.
.
روی هرکی دست گذاشتیم ، روی ما پا گذاشت !
.
.
گاهی لبهای خندان بیشتر از چشم های گریان درد می کشند !
.
.
از اینایی که هرچقد دلشونو میشکونین و ناراحتشون میکنین ولی هیچی نمیگن خیلی بترسین …
یه روز بی سر و صدا میرن و شما میمونین و حسرت و یه دنیا پشیمونی !
.
.
بیشتر ما خوب یاد گرفتیم که چگونه در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهی ها اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه انسان باشیم !
.
.
وقتى حالت خوب نیست و دارى قدم میزنى ، رسیدن انصاف نیست !
.
.
صفا و صلح و یکرنگی در این عالم قدیمی شد
توقع از رفیق و مونس و همدم قدیمی شد
به جان حضرت آدم که آدم هم در این عالم قدیمی شد
بخند ای دوست ، بزن لبخند که میترسم
از آن روزی که گویند خنده هم کم کم قدیمی شد
.
.
روزهای برفی طولانی ترند برای کودکی که از سوراخ کفشش به زمستان می نگرد !
.
.
بعضی‌ چیزارو نگفتن معرفت میخواد نه طاقت …
چون طاقت یه روزی تموم میشه اما معرفت نه !
.
.
ثانیه های انتظار پشت چراغ قرمز را تاب بیاورید ؛ شاید خدا دارد آرزوی کودک دست فروش را برآورده می کند !
.
.
حواستون باشه که توی زندگی چهارتا چیز صدا نداره :
مرگ فقیر ، ظلم غنی ، چوب خدا ، شکستن دل !!!
.
.
بدون صداقت ، وفاداری و تعهد هرچقدر هم که بگی “دوستت دارم” یعنی هیچ ، یعنی پوچ !
.
.
ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !
ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ ﻭ ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !
ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ …
.
.
درداتونو به کسی نگید چون متاسفانه به درد کسی نمیخوره ؛ پیش خودتون باشه بهتره !!!

.

.

دیروز بیمارستان بودم به خاطر عمل جراحی مادرم ؛ وقتی به هوش اومد بالای سرش بودم ، خیلی درد داشت و آه و ناله میکرد ولی تا چشمش به من افتاد یهو گفت : تو شام خوردی ؟
عشق مادر یعنی همین که توی بدترین شرایط ، نگرانی و محبت بی دریغش به فرزند بر همه احساساتش غالب میشه !
.

.

کپی شده از

دلنوشته غمگین دلشکسته دی 92



http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



کاش هرگز ندیده بودمت
لعنت بر چشمی که بی موقع باز شود !
.
.
یادمان باشد با هم بودن دلیلی برای با هم ماندن نیست
رسیدن رفتن میخواهد اما آخر همه رفتن ها رسیدن نیست
یادمان باشد رفتنی میرود چه یک کاسه آب بریزیم پشت سرش ، چه هزاران قطره اشک …
.
.
برگرد ، من نگذاشتم روی صندلی تــــــــو هیچکس بنشیند حتی غــــــبار …
.
.
می گویند با چشمان بسته نمی شود دید
آری می شود ، من هر شب به امید دیدن تو چشمانم را میبندم …
.
.
خسته ام از داشتنی که هیچوقت برایم نیستی !
.
.
باهام بودی ولی همیشه میدونستم موندنی نبودی
ترس از نبودنت همه ی لحظه های قشنگ بودنت رو برام نابود میکرد
من با بودت نابود بودم چه برسه به نبودت !!!
.
.
گاهی وقتها تمام روزهایت میشود زندگی در یک قاب عکس !
.
.
به خدا گفته ام زحمت نکشد ؛ نه نیازی به زلزله هست نه نیازی به سونامی …
همین که تو نیستی ، همین که تو نمی خندی بلاهای بزرگی هستند که جهانم را با خاک یکی کرده اند !
.
.
سخت است “او” کردن “تو”یی که همه ی “من” بودی !
.
.
هیچگاه فکر نمی کردم فاصله بینمان آنقدر زیاد شود که تو بی خیال زندگی کنی و من با خیالت بیخیال زندگی شوم !
.
.
ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ، ﻫﻮﺍﯾﺖ ﺭﺍ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﮐﻤﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﺪ
ﺩﻝ ﺍﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ و ﯾﺎﺩﺵ ﺭﻓﺘﻪ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯼ !
.
.
گاهی وقتها تو زندگی میرسی به یه جایی که بن بست نیست اما دیگه مقصد نداری !
.
.
لبخندم خیط میشود وقتی ساعتها به یادت روی لبانم می نشیند اما ناگهان به یاد می آورم تو دیگر نیستی …
.
.
خدایا ببخش که امانت دار خوبی نبودم …
دلی که داده بودی شکست !
.
.
گاهی دلم می خواهد دمپایی هایم را جا به جا بپوشم تا ببینم هنوز کسی حواسش به من هست یا نه !
.
.
می گویند درد را از هر طرف بنویسی درد است
نمی دانند که اگر درد را از طرف تو اگر بنویسند شعر می شود !
.
.
بعد تو دلم همیشه “در دست تعمیر است” خواهد ماند !
.
.
از آن دمی که رفته ای
چه بی رُخت هوا بد است
چه بی ستاره گشته است
همیشه می چکد به من
ز قصه شبانه ام !
.
.
ﺍﺯ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ، ﺗﻮﯼ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﻫﻢ ﻓﻘﻂ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ !
.
.
عاشقت شدم ، بازی ام دادی آن هم از نوع قایم باشکش و من چه کودکانه به بازی ادامه دادم
نمیدانستم قرار است دیگر پیدا نشوی !
.
.
دنیای عجیبی است
تو همه چیز من باشی ولی نباشی !
.
.
تلخی قصه آنجاست که وقتی دلم “سوخت” ، دلش “خنک” شد !
.
.
ای کاش کوه به کوه میرسید ولی آدم به آدم نه …
دیدن بعضی آدما ، داغ دلتو تازه میکنه !
.
.
نمیتوانم فراموشت کنم فقط با خود سخت میجنگم که دیگر به یاد نیارمت !
.
.
ﻣﺜﻞ ﺍﺗﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﭘﺮ شده ﺑﺎﺷﺪ ، ﭘﺮ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺩﺭﺩ ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺭﻭﺯﻧﻪ ﺍﯼ !
“ﻣﻬﺪﯼ ﻣﻈﻔﺮﯼ ﺳﺎﻭﺟﯽ”
.
.
فقط به نظر میای اما خودت نمیای !
.
.
هر حادثه ای که حادثه نیست !
حادثه یعنی آمدن تــو …
.
.
نبودنت به جان برگها افتاده است ، زمستان بی تقصیر است !
.
.
همبازی قدیم ؛ چشم نگذار …
آنقدر از تو دورم که با شمردن همه اعداد هم پیدایم نمی کنی !
.
.
گاهی زندگی یعنی دوست داشتن تو ، بی هیچ امیدی !
.
.
زنگ میزنم از طرفت به خودم !
حرف میزنم به جایت با خودم !
راستی صدایت چه قدر شبیه هق هقم شده است ؟!!!
.
.
تقریبا همه را متقاعد کرده بودم که دیگر دوستت ندارم ، فقط مانده بودم خودم را چطور قانع کنم ؟!!
.
.
همه چیز زود شروع شد
عاشقی ، دلتنگی ، رفتن تو …
اما نمیدانم چرا تمام نمیشود ، عشق تو در من ؟؟؟
.

.

خدایا چشمهای هیچ عاشقی رو واسه رسیدن به عشقش خیس نکن !
.
.
کاش می دانستی ما را مجال آن نیست که روزهای رفته را از سر گیریم و لحظه های بی بازگشت را تمنا کنیم
کاش می دانستی فردا چه اندازه دیر است برای زیستن و چه اندازه زود برای مردن و “همیشه” واژه ای است پر فریب
کاش می دانستی یک آلاله را فرصت یک ستاره نیست و به ناگاه بسته خواهد شد پنجره های دیدار در اجبار تقدیر !
“کاش می دانستی”


کپی شده از

جملات عاشقانه دی 92


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png



" دو سال می گذرد من هنوز سربازم
وظیفه ی شب و روزم؛ ندیده بانی توست ... ! "

.

.

.

قلب من...
دموکراتیک ترین دولت دنیاست.
آنقدر که تو را نیز همچون خودم از ته دل دوست میدارد.

.

.

.

کاش میشد بعضی شبها رو
با پلک زدن زیاد..
زودتر از بقیه روز کنیم...
.
کاش گذر عمر با تعداد پلک زدن بود.!
و من برای آزادی هر بار به تکرار پلک میزدم

.

.

.

من که پشت پا زدم به هر چه هست و نیست
تا که کام او ز عشق خود روا کنم
لعنت خدا بمن اگر بجز جفا
زین سپس به عاشقان با وفا کنم

.

.

.

از " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . . اَز دلـَــم دلـگیـــرَم !
کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد . . .
بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!

.

.

.

گذاشتم به دارم بکشند!!!
بی گناه بودم اما....
حوصله ی اثباتش را نداشتم

.

.

.

" مـــن
و یـــادِ تــــو
و کـتـابـی
وارونـه در دســتـانـم ... ! "

.

.

.

تبـــر را انتخــــاب میکنـــــی
یــــا بیــــل مکـــانیکـــی؟
بـــــرای شکستـــن سکــــوتی کـــه
عمـــریست بیـــن مــن وتـــوست!!!

.

.

.

بزرگـــــراه هــــای مهنــــدسی ســاز
مـــا را بـــه هــــم نمـــیرسانند
عـــشـــق بـــا قـــوانین بیگانــــه اســـت
از بیـــراهه ها بیــــا
بــــرای دیـــدن کســـی
کـــه عمـــریست دوســـتت دارد!

.

.

.

نمیدانم جنس من از چیست..!
هیچ کس نمیخرد!
ولی هرکسی میرسد میفروشد..
.
ارزان سرایی شده أم برای مردم.
مفت بخر..ارزان بفروش..
بسم الله

.

.

.

من آنقدر ديوانه ام
كه وقتى دورم ميزنى،باز نگران توأم ك سرت گيج نرود..

.

.

.

با کسی باش که تو را بخواهد . . .
نه کسی که تو را هم بخواهد . . .

.

.

گاهی از چند رنگی پاییز بدم میاد
چون منو یاد چند رنگی بعضی از آدم ها می اندازه!!!

.

.

ه بعضيا بايد گفت:
منو دور بزن و دور بزن....
خوب كه سرت گيج رفت ميوفتي جلو پاي خودم....!

.

.

.

هیچکس نمیفهمد... پالتو با دستکش های چرم کافی نیست...گاهی بیرون رفتن در این هوا ، دل گرم میخواهد

.

.

.

خــدایــا دل مــا را از سنــگ شــدن حـفـظ کــن تــا از بــازی خــرد کــردن دیــگـران لــذت نـبـریــم . .

.

.

آمدنش را حیران بنگرم یا رفتنش را مات بمانم
باد آورده را باد میبرد قبول
اما
دلم را که باد نیاورده بود

.

.

به سلامتی اون پسری ک گوشه اتاق نشسته
با کامپیوترش بازی میکنه و زیرلب میگه
بهتر از بازی کردن با دل دختر مردمه !

.

.

" من را
شمعدانی ای بدان
در گلدانی کوچک
که بیشتر از آب و آفتاب
به تو نیاز دارد ... ! "

خنده بازار دااااااااااغ


http://s1.picofile.com/file/7212187739/Ghalbe_Ghamgin.png

ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮﺍﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﺑﺮﻭهاﺷﻮنو ﻧﺦ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﻭﺳﻄﺸﻮ ﺑﺮ ﻧﻤﯿﺪﺍﺭﻥ ، ﺍﯾﻨﺎ میخوان ﺑﮕﻦ ﻣﺠﺮﺩﻥ و ﻫﻨﻮوووز ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮑﺮﺩﻥ !
.
.
مورد داشتیم دختره دستشو کرده تو چکمش گردنشو خارونده !!!
.
.
فکر کنم شهرام شب پره با همین شعر “این شبی که میگم شب نیست ، اگه شب مث اون شب نیست ، امشب مث دیشب نیست ، هیچ شبی مث امشب نیست” معافیشو گرفته !!!
.
.
رفیق بی کلیپس ، مادر !
.
.
از الان جواد خیابانی نذر کرده گزارش بازی ایتالیا – هلند بهش برسه که همش بگه شاهد جدال لاجوردی پوشان با لاله های نارنجی هستید که مخ ملت رو چرخ کنه بریزه رو زمین !
.
.
اون کسی که کلمه خاله و عمه رو تو زبان انگلیسی یکسان قرار داده قطعا خودش یه عمه باهوش بوده !
.
.
اینکه پسرا مشکل “چی بپوشم ؟” ندارن ربطی به ژنتیک و … نداره ؛ کلا یه دست لباس تمیز بیشتر ندارن !
.
.
طریقه خواستگاری کردن از دخترا در روزهای جاری :
عزیزم دیگه وقتشه به جای کیلیپس سایه یه مرد بالا سرت باشه !!!

.
.
دوتا ….. امروز جلوی مغازم دعواشون شده بود و یه همچین فحشایی به هم میدادن و مردم به جای اینکه جداشون کنن فقط داشتن زمینو گاز میگرفتن !
خاک تو سرت برینه ! انگار از وحشی اومده ! بلبل درازی هم میکنی !  هرچی بزرگتر میشه گنده تر میشه ! صداتو برا من داد نزن ! تو نه تربیت داری نه خانوادگی !
.
.
مورد داشتیم دختره واسه تولد مخاطب خاصش کیف لوازم آرایش خریده !
به همین سوی چراغ مودم اینترنت قسم …
.
.
شما هم مثل من وقتی بیکارین به هیچ کارتون نمیرسین ؟
.
.
ﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺧﻮنه موﻥ ﻗﻄﻊ ﻣﯿﺸﻪ ﯾﻬﻮ ﻫﻤﻪ ﯾﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺍتاقامون میایم بیرون انگار زلزله اومده !
.
.
سخت است میان هق هق شبانه ات یهو هایپر استار بهت اس بده :
هویج کیلویی ۱۵۰۰ …
.
.
مورد داشتیم ﺗﻮ ﯾﻪ ﭘﯿﺞ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩه : ﺍﺳﻢ ﭘﺴﺮ ﺑﺎ “ﻝ ” ؟
دختره ﻧﻮﺷﺘﻪ : لکسوز مشکی زعفرانیه !!!
.
.
انتظار آمدنت را نمی کشم
یه قلیون خوب خریدم ، دو سیب میکشم ؛ چشت درآد !!!
.
.
به سلامتی پسرایی که برای روز ولنتاین باید یه گونی عروسک بخرن و به سلامتی اون دخترایی که توی این روز نمیدونن گونی عروسکارو کجا قایم کنن !
مام که کلا نمیدونیم ولنتاین چی هست اصلا غ خوردنیه فکر کنم ؟؟! آره ؟؟؟
.
.
ملت از مسافرت برگشتن ، آلبوم آپ کردن ۱۹۸تا عکس توشه ، بد من رفتم مسافرت ۱۰تا عکس گرفتم تو ۹تاش شاخ گذاشتن واسم ، تو اون یدونم که شاخ نذاشتن چشام بستس !
.
.
به نظرم آبرومندانه تره که روز بازى با آرژانتین ، ایران بگه درس دارم نمیام فوتبال بازی کنم !
.
.
تصویری از یک پسر ایده آل :
Error
404not found
No image !!!
.
.
یه بار از فشار دستشویی داشتم میترکیدم ؛ تا رسیدم خونه پریدم توی موال و شروع کردم به باز کردن دکمه های پیرهنم ، به دکمه آخر که رسیدم یادم افتاد عههههه نباید پیرهنمو دربیارم !!!
هیچی دیگه انقد خندیدم که همون یه ذره مقاومتی هم که داشتم از بین رفت و … بگذریم !
.

.

گذر ایام واسه هرکی “بِکام” باشه ، واسه من یکی که استاد اسدیه !
.
.
آقا این آرژانتین خیلی قویه !!!
اگه میشه دکتر ظریف رو بفرستیم باهاشون مذاکره کنه بذارن جلو آرژانتین والیبالمونو بفرستیم …
.
.
من اگه فامیلیم صولتی بود اسم پسرمو میذاشتم پلنگ !
.
.
رفته بودیم خونه ى دوستمون ، یعنی باید بین لباسا میگشتى تا مبلُ پیدا میکردی …
مثل کریس انجل وسط اتاق سرشُ میخاروند یهو دست مى کرد زیر پتو قندون درمیاورد !!!
.
.
یه مدت انقد بی پولی بم فشار آورده بود که تو GTA مسافرکشی می کردم !
.
.
کبوتر با کبوتر
چیپس با ماست !
.
.
آهای پسرا شلوارتونو بکشین بالا ، اون مارک شورت رو هم اگه خیلی واجبه بزنید به سینتون … والا به خدا !!! حالا هی کلیپس کلیپس کنین !
.
.
درد دل یه دختر :
کفش جدیدم انقده خوشگله که هی مجبورم تو این سرما از خونه بیام بیرون !
.
.
تو یه مهمونی به یه بچه گفتم : عموجون چند سالته ؟
گفت : هرچقدرم کوچیک باشم از لحاظ عقلی از تو بزرگترم ! تو حالا میخوای با این سوالت بگی من کوچیکتر از توام ؟!!
در صمن عمو هم عمته !!!
هیچی دیگه با خاک یکسان شدم !


یلدا یهـ غمگین



آن شبی که برایم پر از درد و دلتنگی بود دوباره فرا رسید ٬
ای کاش که فرا نمیرسید!
شبی که خستگی زندگی را از تمام وجودم احساس کردم ٬
یک شب پر از درد و دلتنگی…
شبی که در آغاز با بغض غریبی آغاز شد اما تمام
غم و غصه های دلم ٬ بغضم را شکستند و چشمانم را
وادار به اشک ریختن کردند…
اشکهایی که تمامی نداشتند و قطره قطره مثل خون بر زمین میریختند…
یک شب مهتابی ٬ در حالی که مهتاب نظاره گر چشمهای خیسم بود…
هر لحظه که خاطره های با هم بودنمان در خاطرم تکرار می شد
دلم به درد می آمد…
هر قطره از اشکهایم به یاد هر کدام از خاطره های شیرین با هم بودنمان بود…
یک شب تلخ بلند با یک عالمه دلتنگی ٬ سهم چشمهای بی گناهم بود….
فرا رسید شبی که باز باید به یاد تو تا سحر اشک بریزم…
اینبار همدم من یاد و خاطره های با هم بودنمان ٬ و همزبان
من صدای هق هق گریه هایم بود….
دیگر هیچ امیدی به آن نداشتم که سحرگاه را ببینم ٬
دیگر دنیا را تیره و تار میدیدم…
و ای کاش تو در آن شب در کنارم بودی که ببینی من چقدر
تو را دوست میدارم تا بدانی که بدون تو هر شبم برایم همان شب یلدای چشمانم هست!