شعر طنز شب یلدا...

یک امشب را نخواب ای نور دیده ! / شب یلدا رسیده !
که خواب از چشمها یکسر پریده ! / شب یلدا رسیده !
بکن کیف از سر شب تا سپیده / شب یلدا رسیده !
هجوم میهمانان گرامی / پی عرض سلامی
فزون تر بهر عرض احترامی / و البت صرف شامی!
جلوی درب منزل صف کشیده / شب یلدا رسیده !
تتق تق تق صدای کوبه ی در / فک و فامیل همسر
فریبرز و مجید و دائی اکبر / تقی خان با سه خواهر
زری خاتون و مرجان و فریده / شب یلدا رسیده !
نگاهی زیر چشمی کن به آنور / به حالات غضنفر
دو پرس و بعد از آن یک پرس دیگر / پس از یک ربع، از سر
تو گویی معده اش ترمز بریده / شب یلدا رسیده !
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آذر ۱۳۹۱ ساعت 15:47 توسط ❤ ســـالــار غــم™❤
|