حافظ :
صحبت حکام ، ظلمت شب یلدا است
نور ز خورشید خواه بو که برآید

 

سعدی :
هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را

 

اوحدی :
شب هجرانت ای دلبر ،شب یلدا است پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری

 

خاقانی :
تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

 

عنصری :
چون حلقه ربایند به نیزه ، تو به نیزه
خال از رخ زنگی بربایی شب یلدا

 

منوچهری :
نور رایش تیره‌شب را روز نورانی کند
دود چشمش روز روشن را شب یلدا کند

 

مسعود سعد :
کرده خورشید صبح ملک تو
روز همه دشمنان شب یلدا

 

ناصرخسرو :
او بر دوشنبه و تو بر آدینه
تو لیل قدر داری و او یلدا

 

 

امیر معزی :
ایزد دادار ، مهر و کین تو گویی / از شب قدر آفرید و از شب یلدا
زان‌ که به مهرت بود تقرب مومن / زان‌ که به کینت بود تفاخر ترسا

 

سنائی غزنوی :
به صاحب‌دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از یک چاکری عیسی چنان معروف شد یلدا

 

سیف افرنگی :
سخنم بلندنام از سخن تو گشت و شاید
که دراز نامی از نام مسیح یافت یلدا